آغاز جنگ در قرهباغ و وقوع فاجعه خوجالي
آغاز جنگ در قرهباغ و وقوع فاجعه خوجالي
پس از به بنبست رسيدن مذاكرات و ميانجيگريها، نيروهاي مسلح دو كشور و در كنار آنها نيروهاي داوطلب مردمي به جنگ تمام عيار با يكديگر پرداختند. قواي ارمني، بنا به دلايلي كه اشاره خواهد شد، با پيشرفت در جبهههاي جنگ مواجه شده و بخشهايي از اراضي جمهوري آذربايجان را به تصرف خود در آوردند. در داخل جمهوري آذربايجان، جنگ در دو جبهه جريان داشت: جنگ خارجي با ارمنستان و جنگ داخلي براي كسب قدرت بين جبهه خلق و حزب روسگراي حاكم. به دليل اختلافات داخلي در آذربايجان، ارامنه در جبهه جنگ با پيشرفتهاي چشمگيري مواجه شدند. در جبهه «مارتوني» نيروهاي ارمني در اواخر نوامبر 1991 بر «خوجاوند»، يكي از روستاهاي اطراف مارتوني كه محل استقرار توپهاي آذربايجان بود، دست يافتند و چندي بعد نيز در 2 دسامبر، «كوركجان»، يكي ديگر از نقاط استراتژيك اطراف خانكندي را گرفتند. چندي بعد نيز ارتفاعات «جانيلو» را كه بر خانكندي اشراف داشت، اشغال كردند. در پي اين اشغال حدود 800 نفر از اهالي اين منطقه مجبور به ترك خانه شدند. در جبهه «عسگران» نيز جنگ به نفع نيروهاي ارمني ادامه داشت و پارهاي از روستاهاي منطقه به دست ارامنه افتاد.[1] با آغاز سال جدید حملات همچنان ادامه يافت و در ژانويه 1992 نيروهاي مسلح ارمني با حمايت لشكر 366 پياده نظام روسيه، اشغال آخرين منطقه مسكوني آذربايجانيها در قرهباغ را كه منطقه در محاصره كامل قرار گرفته بود، آغاز كردند. به دنبال ادامه درگيريها، در 30 و 31 ژانويه دومين اجلاس شوراي كنفرانس امنيت و همكاري اروپا در شهر پراگ برگزار شد. در اين جلسه، آذربايجان و ارمنستان به عضويت اين كنفرانس درآمدند و تصميم گرفته شد تا يك هيئت گزارش دهنده به محل مناقشه اعزام گردد. از 12 تا 18 فوريه اولين بازديد هيئت گزارش دهنده كنفرانس امنيت و همكاري اروپا از منطقه صورت گرفت.
«خوجالي»[2]، شهر استراتژيكي سر راه آغدام، شوشا، خانكندي و عسگران كه از اهميت خاصي برخوردار است، از پاييز سال 1991 كه نيروهاي روسيه از قرهباغ عقبنشيني كردند، به تدريج در محاصره قرار گرفت. در جاده آسفالتي كه از اراضي عسگران ميگذشت، خندقهاي بزرگ كنده و برخي اراضي را مينگذاري كرده بودند. راه شوشا- خوجالي نيز به همين نحو مسدود شده بود. سيمهاي ارتباطي برق قطع و آب و گاز مصرفي مردم متناوباً مختل ميشد. از ماه نوامبر 1991 تمامي راههاي ارتباطي به خوجالي مسدود شده و تنها از طريق هليكوپتر به مردم شهر كمكرساني ميشد. از ماه نوامبر 1991 تا فورية 1992 به 7 هليكوپتري كه در مسير عسگران يا شوشا به خوجالي در پرواز بودند، تيراندازي شده بود. از اواخر ژانوية 1992 و همزمان با سقوط هليكوپتري كه به مرگ 40 نفر انجاميد، پرواز هليكوپترها به خوجالي محدود شد.
از اوايل فوريه در حالي كه نبردهاي پراكنده در «مارداكرت» و «مارتوني» ادامه داشت و خانكندي نيز كماكان تحت آتش توپخانه و موشكانداز قرار داشت، تمركز نيروهاي تازهنفس آذربايجاني در آغدام آغاز شد. علاوه بر اين، گزارشهايي از تمركز نيرو در مرزهاي شمالي قرهباغ و همچنين شوشا و «مالي بيگلی» نيز واصل شد. يكي از جرايد اين تدارك نظامي آذربايجان را اقدامي در جهت كسب كنترل منطقه پيش از شروع مذاكرات صلح مسكو در ماه آتي تعبير كرد. حملات قوي آذربايجان در دو جبهة عسگران و مارداكرت (بويژه روستاي «خرامورت») آغاز شد. در حالي كه نبرد در اين جبههها ادامه داشت، نيروهاي ارمني بر پارهاي از روستاهاي اطراف خانكندي كه محل تمركز قواي آذربايجان بود، يورش آوردند. نخست «خايباليكند» و «قوشچولار» در شمال خانكندي در 10 فوريه سقوط كردند و فرداي آن روز نيز پس از يك هفته زد و خورد، روستاي «مالي بيگلي» كه از لحاظ اِشراف بر راه خانكندي اهميت اساسي داشت، به دست نيروهاي ارمني افتاد و كاملاً تخريب شد. با رسيدن اين خبر به خوجالي، زنان و كودكان شهر رو به كوهها نهاده و به طرف روستاي «گلابلي» (gülablı) در آغدام گريختند. ارمنيان نيز راه را بر آنان بسته و آنها را به گلوله بستند. تعدادي از آوارگان كه نجات يافته بودند، بعد از نيمه شب به «گلابلي» رسيدند. در همين زمان حملات نيروهاي ارمني به خوجالي آغاز شد. شهر در معرض سقوط قرار داشت. مقامات محلي به ويژه «ائلمان محمداف» رئيس شوراي اجرايي خوجالي، تلاشهاي گستردهاي را براي شكستن محاصرة خوجالي انجام دادند ولي اين تلاشها به شكست انجاميد.
آخرين هليكوپتر آذربايجاني روز 13 فوريه وارد خوجالي شد. طي روزهاي بعد، محمداف طي تماسهاي تلفني مكرر با آغدام و باكو، درخواست كمك كرد. روز 17 فوريه براي بررسي وضعيت نظامي منطقه، جلسهاي در شهر آغدام، مركز فرماندهي نيروهاي آذربايجان در قرهباغ تشكيل شد. در همان شب خوجالي مورد اصابت موشكهاي ارمني قرار گرفت. با تشديد حملات ارمنيان، در روز 24 فوريه، محمداف به آغدام اطلاع داد كه ارمنيان قصد دارند تلافي حادثة سومقاييت را در خوجالي درآورند. او درخواست كرد كه براي خروج زنان و كودكان از شهر، هليكوپتر فرستاده شود. اين درخواست نيز مانند درخواستهاي ديگر بيجواب ماند. طي شب 25 و 26 فوريه 1992، نيروهاي مسلح ارمني با حمايت توپخانه و تجهيزات سنگين نظامي و سربازان لشكر پياده- موتوريزه 366 شوروي سابق، خوجالي را اشغال كردند. در این حمله از پیشرفتهترین سلاحهای موجود استفاده شده بود. در حالیکه نه در گروههای مسلح فعال در قرهباغ و نه در ارتشهای ارمنستان و آذربایجان سلاحهای اینچنین وجود داشت. روسیه این بار نیز شرکت نیروهای خود در حملات را تکذیب نمود ولی دو نفر از نیروهای روسی شرکت کننده در این قتلعام که به آذربایجان پناهنده شده بودند در یک نشست مطبوعاتی ضمن تایید شرکت نیروهای روسی در این حمله، اعتراف نمودند که برای شرکت در جنگ مسیحیان علیه آذربایجانیهای مسلمان تحریک شدهاند. در نتيجه اين حمله، تا ساعت پنج صبح روز 26 فوريه تمام شهر در آتش ميسوخت.[3]
جمعيتي در حدود 2500 نفر به اميد يافتن راهي به سوي آغدام، مجبور به ترك خانههايشان شدند اما به دليل بسته بودن تمام راههاي شهر و محاصره آن توسط نيروهاي ارمني، فرصت فرار نيافته و در آتش سنگين نيروهاي مهاجم قرار گرفتند. اين حمله وحشيانه باعث كشته شدن 613 نفر آذربایجانی از جمله 63 کودک و 106 زن و زخمي شدن 487 نفر از ساكنين شد و شهر به اشغال نيروهاي ارمني درآمد. 1275 نفر از سكنه اعم از پیرمرد، پیرزن، کودک و زن به اسارت درآمده و مورد شکنجه قرار گرفتند. سرنوشت 150 نفر نامشخص مانده است. تعداد بسياري نيز كه براي نجات خود از شهر فرار كرده بودند، گرفتار سرماي شديد شده و نتوانستند خود را به منطقه امني برسانند و در اثر سرما و گرسنگي كشته شدند. گروهي از مردم شهر موفق شدند از محاصرة ارمنيان درآمده و از راه كوهستان (تنگة عسگران) به طرف روستاي «شللي» در آغدام بگريزند. راه آنان از نزديكي روستاي ارمنينشين «نخجواني» ميگذشت. در نتيجه پناهندگان غيرنظامي زير آتش نيروهاي نظامي قرار گرفتند و صدها آذربايجاني بيپناه كشته شدند. گلولههايي كه از پشت به بدن و پاهاي اين افراد اصابت كرده بود، نمايانگر اين بود كه آنان در حال فرار گلولهباران شدهاند.[4]
كشتار غيرنظاميان در خوجالي به قدري تكان دهنده بود كه به گفتة «رودي پاتريك» گزارشگر تلويزيون انگليس، اين قتلعام را بايد از اسفناكترين رويدادهاي تاريخ بشر دانست. «احمد مسرت» خبرنگار شبكة 5 تلويزيون فرانسه نيز از كنده شدن پوست سر و بريده شدن انگشتان عدّهاي از قربانيان گزارش داد.[5] پس از وقوع «قتل عام خوجالي» و شركت نيروهاي باقيمانده از شوروي در اشغال اين شهر، پرسنل لشكر 366 پياده از خانكندي عقبنشيني كرد كه در نتيجه اين عقبنشيني، 25 عدد تانك، 87 دستگاه نفربر زرهي سبك، 28 دستگاه خودروي جنگي و 45 عرّاده توپ به طور غيرقانوني به ارمنستان منتقل شد. با سقوط خوجالي و قتل عام ساكنانش، مخالفان آياز مطلباف، پس از چند روز اعتصاب و تظاهرات، وي را در 6 مارس 1992 مجبور به استعفا كرده و شورايي مركب از «حسن حسناف» با «رحيم قاضياف»، وزير دفاع؛ «حيدر علياف»، صدر شوراي عالي نخجوان؛ «ابوالفضل ائلچيبيگ» و «اعتبار محمداف»، هر دو از جبهه خلق، تحت سرپرستي «يعقوب محمداف»، سخنگوي شوراي عالي آذربايجان اداره امور را در دست گرفت. از نقطه نظر مناسبات خارجي نيز، پس از واقعه خوجالي، قدرتهاي جهاني و منطقهاي نقش مشخصتري در تحولات منطقه ايفا كردند. هر يك از قدرتها با توجه به منافع خود شروع به دخالت در مناقشه نموده، آن را تبديل به مناقشهاي بينالمللي نمودند.[6]
[1]- كاوه بيات، بحران قرهباغ، (تهران: نشر پروين، 1372)، صص 94- 90.
[2]- اين شهر با 7 هزار جمعيت در 10 كيلومتري خانكندي قرار گرفته بود.
[3]- پرويز زارع شاهمرسي، «فاجعه خوجالي»، سايت اينترنتي آذيول، 21 آذر 1387،
، 1 خرداد 1388.
[4]- «به ياد خوجالي»، ويژهنامه نشريه دانشجويي اينام دانشگاه شهيد رجايي تهران، شماره 11، اسفند 1386، صص 8- 1.
[5]- "Elman Məhəmmədov`la Danışıq", Odlar yurdu, Bakı, No.5- 6, 20 February 1993, p 21.
[6]- كاوه بيات، پيشين، صص100- 99.
منبع: http://cobanyildizi.blogfa.com/post-117.aspx
اين وبسايت جهت معرفي ظرفيتها و پتانسيل هاي گردشگري روستای خان کندی شهرستان گرمی و ارتباط اهالي روستا و علاقمندان به زادگاه روستايي و انتشار اخبار ايران وجهان و مطالب و تصاوير مرتبط با روستاهاي ايران بويژه روستاي خان كندي راه اندازي گرديده است و از كليه اهالي و علاقمندان محترم دعوت به همكاري مي نمايد.شما هرگونه مطالب و عكسهاي مربوط را به ايميل اين وبلاگ ارسال نماييد تا با نام خودتان منتشر گردد.