خاطره اي از شهيد ميربهروز ندائي تولون
خاطره اي از شهيد ميربهروز ندائي
خان كندي روستايي كوچك بود و اهالي آن مثل يك خانواده درخانه اي بزرگ در مجاورت يكديگر زندگي مي كردند روستا يك دروازه ورودي از شمال غرب داشت كه در آن، تصوير رفت و آمد ساكنان و ميهمانان در جلوي چشمان اهالي روستا نقش خاطره مي بست. 
شهيدميربهروز ندائي جواني خوش سيما، خوش اخلاق، چهار شانه و قد بلند با دلي آكنده از مهر وعاطفه بود كه هر از چند گاهي براي سركشي و ملاقات والدين خود با كوله باري لبريز عشق و محبت از جبهه بر مي گشت و به گرمي مورد استقبال والدين واهالي روستا قرار مي گرفت.دو نقطه از روستا محل تجمع و به اصطلاح امروزي ها پاتوق اهالي وجوانان ده بود يكي جلوي مسجد روستا و ديگري كنار حوض كوچك پاي چشمه وسط ده كه اهالي و جوانان معمولا اوقات بيكاري و فراغت را در يكي از اين دو مكان جمع شده به گفتگو مي پرداختند.ضلع شمالي آن حوض كه كوچه راهي هم به سمت خانه شهيد داشت بيشتر يادآور حضور شهيد و محل خاطره است....ادامه مطلب
پيش نويس خاطره منتشر مي گردد و امكان تغييرات و اصلاحات بعدي محفوظ است



اين وبسايت جهت معرفي ظرفيتها و پتانسيل هاي گردشگري روستای خان کندی شهرستان گرمی و ارتباط اهالي روستا و علاقمندان به زادگاه روستايي و انتشار اخبار ايران وجهان و مطالب و تصاوير مرتبط با روستاهاي ايران بويژه روستاي خان كندي راه اندازي گرديده است و از كليه اهالي و علاقمندان محترم دعوت به همكاري مي نمايد.شما هرگونه مطالب و عكسهاي مربوط را به ايميل اين وبلاگ ارسال نماييد تا با نام خودتان منتشر گردد.