من آمدم به خانه ات ،مادر کجایی تو؟

 می بوسم آستانه ات ، مادر کجایی تو؟

 

 دروازه سخت بسته و  در حولی* از چه نه!

 آن دلگشا نشانه ات ، مادر کجایی تو؟

 

 از غربت جدایی ها چون جوجه آمدم

 مشتاق آب و  دانه ات ، مادر کجایی تو؟

 

 دیشب به باغ گلفشان در خواب من ، پدر

 دستش  به روی  شانه ات ،مادر کجایی تو؟

 

 آوه ، چه سخت بوده‌است بی‌مادری ، بیا

 با قصه و  فسانه‌ات ، مادر کجایی تو؟

 

 بی تو غریب و  بی‌کس و  آواره می میرم!

 با یاد آشیانه‌ات ، مادر کجایی تو؟


معانی* حولی:حیاط خانه
 

منبع:شعر از استاد دکتر اعظم خواجه اف(خجسته) با اندکی تصحیح