گياه شناسي فلفل

این گیاه بومی مکزیک و آمریکای مرکزی است و مکزیک و پرو اولین کشورهایی بودند که کاشت این گیاه را رواج دادند. کریستف کلمب آنرا به جنوب اروپا آورد و از آنجا نیز به خاورمیانه ، آفریقا و آسیا گسترش پیدا کرد. فلفل سبز را نباید با فلفل سیاه یکی دانست زیرا فلفل سیاه بومی هندوستان بوده و دارای ساقه‌های خوابیده است که میوه‌های کروی و سیاه رنگی تولید می‌کند که پودر میوه آن به صورت چاشنی استفاده می‌شود. حدود 46 % تولید فلفل در آسیا انجام می‌شود و چین عمده‌ترین تولید کننده فلفل در آسیا می‌باشد. 

گیاه شناسی فلفل 

فلفل سبز دلمه‌ای متعلق به تیره بادنجانیان است که دارای گلهای سفید رنگ است و به تنهایی روی ساقه قرار دارند و میوه‌های حاصل از آنها به صورت جدا از هم روی ساقه قرار دارند. فلفل تند هم دارای گلهای سفید رنگ و سفید مایل به زرد می‌باشد. این گلها بصورت خوشه‌ای روی ساقه قرار دارند. 

تندی فلفل 

تندی فلفل به علت وجود ماده‌ای به نام کاپسایسین می‌باشد که هر چه میزان این ترکیب در بافت میوه بیشتر باشد میزان تندی نیز بالاتر خواهد بود. گرما و شرایط تنش خشکی در زمان رشد میوه باعث افزایش تندی میوه می‌گردد. 

رنگ فلفل 

رنگ فلفل دلمه‌ای در مرحله رسیدگی به صورت قرمز و نارنجی است. تشکیل رنگیزه‌های موجود در فلفل دلمه‌ای مربوط به تشکیل رنگ توسط دماهای ملایم تحریک می‌گردد. 

تأثیر عوامل محیطی بر رشد فلفل 

دما: فلفل از سبزیهای فصل گرم می‌باشد و نسبت به سرما و یخبندان و دماهای کمتر از 15درجه سانتیگراد بسیار حساس است و دمای پایه برای رشد فلفل در حدود 18درجه سانتیگراد مناسب می‌باشد.

رطوبت: نیاز آبی فلفل در حدود 1000 - 400 میلیمتر می‌باشد بطوری که رطوبت کم باعث ریزش گل و رطوبت زیاد باعث ریزش برگ می‌شود. 
خاک: فلفل را می‌توان در خاکهای شنی سبک تا رسی سنگین کشت نمود. خاک مناسب برای کشت آن خاکهای لوم یا لوم شنی است.

_نور فلفل به عنوان یک گیاه به طول روز می‌باشد و معمولاً به فاصله دو ماه پس از کاشت گلدهی شروع می‌گردد و یکماه پس از گل آغازی میوه بستن صورت می‌گیرد و همواره شدت نور کم باعث ریزش گل می‌شود. بطور کلی با افزایش شدت نور در زمان گلدهی اگر کمبود رطوبت وجود نداشته باشد عملکرد افزایش خواهد یافت.

منبع: علوم باغبانی

پرورش ارکيده

در علم رده بندی ، ارکیده‌ها گروهی منحصر به فرد از گیاهان محسوب می‌شوند و از لحاظ رویشی بطور گسترده‌ای از هم متفاوتند. با وجود این تمام گونه‌های آن به دلیل خصوصیات گلها بهم وابسته و خانواده بزرگی را بوجود می‌آورند. خانواده ارکیده بیش از 800 جنس و فراتر از 25 هزار گونه شناخته شده تک لپه‌ای علفی دایمی را شامل می‌شوند.‌ این گیاهان می‌توانند ایستاده (مونوپودیال) یا خمیده (سمپودیال) و برخی بالا رونده باشند.

بیشتر ارکیده‌ها سبزینه‌دار می‌باشند ولی تعدادی ساپروفیت و بدون برگ هستند. ساقه‌ها ممکن است دارای یک یا چند میان گره متورم و دارای یک یا چند برگ باشند. برگها دارای شبکه رگبرگی موازی می‌باشند. برگها از شکلهای مختلف کشیده ، بیضی و گرد برخوردارند و یک در میان بر روی ساقه قرار گرفته‌اند. همچنین برگها ضخیم و چرمی و یا نازک ، نرم و گاهی چین‌دار می‌باشند. گلها نیز بسیار مشخص بوده و قطر آنها از چند میلیمتر تا 45 سانتیمتر می‌رسد. رنگهای آنها متنوع و برخی دارای 2 یا 3 رنگ می‌باشند. برخی ارکیده‌ها اصلا عطر و بویی ندارند در حالی که برخی دیگر بسیار معطرند.

خصوصیات

داشتن گلهای نامنظم

گلهای ارکیده نوع خاص از گلهای نامنظم به شمار می‌روند که از نوعی تقارن محوری برخوردارند. تنها یک برش از مکانی خاص قادر به ایجاد دو بخش قرینه و مشابه است و هر نوع برش از قسمتهای دیگر منجر به تولید دو بخش نامتشابه و غیر قرینه می‌گردد.

دانه گرده

دانه گرده گلهای ارکیده به کیسه‌های مخصوص به نام pollinia چسبیده است که حشرات گرده افشان بعدا آنها را پس از گرده افشانی جدا می‌کنند. تعداد این کیسه‌ها در هر گل بر حسب جنس از 12 - 2 عدد متفاوت است. تعداد این کیسه‌ها و نحوه قرار‌گیری آنها در گل خود وجه مشخصه شناسایی آنهاست. مثلا در Cattleya حدود 4 کیسه گرده وجود دارد

اندامهای تناسلی نر و ماده

اندامهای تولید مثل گل ارکیده (پرچم و مادگی) هر دو درون ستونی متحد به نام Column و gynandrium قرار دارند. در داخل این ستون مجرایی وجود دارد که از کلاله تا تخمدان کشیده شده است. این ستون حاوی یک بساک بارور در قسمت بالایی ستون و سطح مادگی (استیگمات) در بخش زیرین ستون می‌باشد

شاخک

شاخک در سطح زیرین ستون ژیناندریوم بین بساک پرچم و کلاله وجود دارد. این شاخک دو نقش منحصر بفرد را ایفا می‌کند. اول اینکه چون سد و مانعی بین اندام زایای نر و مادگی قرار گرفته است. بنابراین مانع خودباروری است. دوم شاخک غده‌ای است که تولید ماده چسبنده‌ای می‌کند که حشرات را به سمت این اندامها جلب می‌کند و به نحوی عمل می‌کند که حشره موقعی که می‌خواهد از گرده استفاده کند این ماده به پشت او می‌چسبد و بنابراین گرده یک گل را می‌تواند به کلاله مادگی گل دیگر منتقل کند.

بذرها

گلهای ارکیده مقادیر زیادی بذر تولید می‌کنند. مثلا یک غلاف بذری ارکیده در برگیرنده قریب 500 هزار تا یک میلیون بذر است. این بذرها برعکس گیاهانی چون ذرت و نخود فرنگی هیچ آندوسپرمی ندارند از این رو گاهی به نام بذر لخت نیز نامیده می‌شوند. از آنجایی که بذرها فاقد هر گونه آندوسپرمی می‌باشند در طبیعت بدون کمک قارچها قادر به جوانه زنی نیستند. در حالی که در آزمایشگاه و در شرایط مصنوعی رشد یا مواد غذایی مورد لزوم در محیط کشت بذر در ارکیده می‌توانند جوانه بزنند. هر گیاهی که حداقل 4 مشخصه از این 5 تا را داشته باشد به خانواده ارکیده‌ها تعلق دارد.

ازدیاد ارکیده‌ها

ارکیده‌ها را به طریق لقاح و هم به طریق غیر تناسلی می‌توان تکثیر کرد. از آنجایی که بیشتر ارکیده‌ها از طریق بذر معمولا گلهای مناسب و مرغوبی جهت تولید وسیع بوجود نمی‌آورند بیشترین سعی و تلاش افراد بر تکثیر غیر جنسی این گیاه صورت می‌گیرد که فرزندان آنها کاملا به پایه مادر شبیه است. ازدیاد به طریق غیر جنسی مخصوص ارکیده است که مشابه آن در گلهای دیگر نمی‌باشد

ازدیاد رویشی ارکیده‌ها

قلمه

اکثر ارکیده‌های (مونوپوریال) مثل Arachnis و Vanada را می‌توان با قلمه انتهایی تکثیر نمود. معمولا قلمه‌های ارکیده از حد معمولی 10 - 7.5 سانتیمتر بزرگتر در نظر گرفته می‌شود. قلمه انتهایی Vanada معمولا به طول 30 تا 37 سانتیمتر بوده و باید دارای 12 برگ و چند ریشه هوایی باشد. قلمه‌ها را در گلدان و بدون استفاده از بستر کشت مخصوص می‌توان رویاند. قلمه‌های Arachnis هم به طول 45 تا 60 سانتیمتر می‌باشند. اینها باید ریشه هوایی داشته باشند و مستقیما در مزرعه یا گلدان کاشته شود

تقسیم بوته

Cattleya و دیگر ارکیده‌های چند پایه و خمیده را با تقسیم بوته از پایه مادر ازدیاد می‌کند. این ادیاد بر روی گیاهانی انجام می‌گیرد که 6 پیاز کاذب یا بیشتر داشته باشند محل برش ریزوم از بین سومین و چهارمین پیاز کاذب بوده و هر دو قسمت را به صورت گیاهانی مجزا در گلدان می‌کارند. از آنجایی که اکثر Cattleyaها تنها سالی یک برگ بوجود می‌آورند، تقسیم ریزوم اکثر گیاهان هر سه سال یکبار انجام می‌پذیرد

کنترلهای محیطی در مورد ارکیده‌ها

آبیاری

غالبا گفته می‌شود که افراط در آبیاری بیش از که عامل دیگری باعث از بین رفتن ارکیده‌ها می‌گردد. آبیاری و کیفیت آب مورد استفاده برای ارکیده‌ها از مهمترین عوامل محیطی مربوط به پرورش این گلها می‌باشد

دما

برنامه دمایی بکار گرفته شده تحت تاثیر جنس گیاه مورد نظر خواهد بود. ازکیده‌های Cymbrdium برای گل دادن به دمای 10 درجه سانتیگراد در شب نیاز دارند. بدین ترتیب میزان دمای 10 درجه سانتیگراد در شب و 21 تا 24 درجه سانتیگراد در روز مطلوب می‌باشد. در طول تابستان گیاهان در دمای 32 درجه سانتیگراد قادر به زیست هستند با این حال نباید آنها را به مدت طولانی در معرض این دما قرار داد

نور

احتیاج به نور مانند سایر عوامل پرورشی بسته به جنس ارکیده تحت کشت متفاوت است

کود دادن

به منظور حداکثر رشد به ارکیده‌ها هر دو هفته یک بار باید کود داد. البته به شرطی که برای آنها نور ، دما و آب مناسب فراهم شده باشد. نسبت کود بکار برده شده بسته به محیط کشت متفاوت خواهد بود. کودهای کند آزاد شونده برای ارکیده بطور موفقیت آمیزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخی از پرورش دهندگان ترکیبی از کودهای مایع و آزاد کننده کند را ترجیح می‌دهند که محصول یکنواخت‌تری از مواد مغذی را در مدت زمان طولانی‌تر فراهم می‌آورد. استفاده از کودهای آزاد کننده کند بی‌خطر بوده و اگر بطور تصادفی مقدار زیادی از آن بکار برده شود تخریب کمتری را به دنبال خواهد داشت


منبع: گیاهپزشکی

نسخه هاي گياهي براي افراد بالاي 50 سال

: دیوید هافمن
تاریخ چاپ: 2007
ترجمه: ساسان جعفرنیا، سارا خسروشاهی و مهدی صفایی خرم
قطع: وزیری
تعداد صفحات: 440 صفحه
منبع:
ناشر: آموزشگاه کشاورزی سبز ایران

 

 


توضیحات: پروفسور دیوید هافمن مسائل مربوط به افراد بالای 50 سال را در این کتاب راهنمای کامل و جامع پیشگیری و حفظ سلامتی مطرح نموده است. هر یک از دستگاه های اصلی بدن مانند ماهیچه ها، استخوانها، گوارش، تنفس، قلب و گردش خون و ... مورد بررسی قرار گرفته علاوه بر تشریح چگونگی عملکرد آنها در مورد حفظ سلامتی این اندام هادر سنین بالا و نیز درمان بیماریهای مربوط به آنها توضیح داده شده است.
روشهای درمانی ارائه شده توسط پروفسور دیوید هافمن با گیاهان دارویی مبتنی بر پیشگیری و بهبود وضعیت سلامتی است همچنین نسخه های گیاهی موثر برای درمان بیماریها و ناراحتی های خاص مانند فشار خون بالا، بیخوابی، التهاب برونشیت، آرتروز و ... ارائه شده است. هدف از ارائه نسخه های گیاهی در این کتاب بهبود وضعیت افراد، حفظ بیشتر سلامتی و عقب انداختن پدیده پیری است.
دیوید هافمن متخصص کلینیکی گیاهان دارویی است که از سال 1979 در این رشته فعال می باشد. هافمن عضو انیستیتوی ملی گیاهان دارویی انگلستان و عضو انجمن گیاهان دارویی امریکا است که بیش از 17 عنوان کتاب را درمورد گیاهان دارویی تالیف نموده است. وی گیاهان دارویی را در سرتاسر کشورهای انگلیسی زبان تدریس می کند.
ساختار کتاب: فصول این کتاب عبارتند از:
 1ـ دستگاه گوارش 2ـ دستگاه قلب و عروق 3ـ دستگاه تنفسی 4ـ دستگاه تنفسی فوقانی 5ـ دستگاه عصبی 6ـ دستگاه ادراری 7ـ دستگاه تناسلی 8ـ دستگاه اسکلتی ماهیچه‌ای 9ـ پوست و مو 10ـ دستگاه ایمنی بدن 11ـ غدد درون‌ریز 12ـ ساخت داروهای گیاهی

تاثير جنگل زدايي و چراي مراتع بر خاک

باارزش ترین منبع محیط زیست در ایران و تقریبا جهان به غیر از دو سه نقطه، خاک است. خاک سرمنشاء حیات است. حدود ۳۰ سانتیمتر از خاک که به آن خاک زنده و جاندار می گویند دارای عناصر، ترکیبات، موادغذایی و موجودات زنده است .هر سانتیمتر مکعب ازخاک ۴۰۰ سال طول می کشد به طور متوسط از سنگ خارا تبدیل به خاک کشاورزی شود. ازطرفی ما سالا نه در ایران ۴۸ تن از این خاک باارزش را در هر هکتار از دست می دهیم. این رقم در اروپا ۱۲ تن در هکتار و در آمریکا ۴ تن درهکتار است.
جنگلها و مراتع با پوشش گیاهی خود نقش زیادی در حفظ خاک و نگهداری آن دارند و هرجا که این پوشش گیاهی مطلوب باشد فرسایش خاک به وسیله باد و آب کمتر اتفاق می افتد و از طرف دیگر گیاهان باعث می¬شوند به مرور زمان سنگها تجزیه شده و به خاک تبدیل شوند و خود نیز حاصلخیزی خاک را افزایش دهند.بزرگ ترین عامل از بین رفتن و فرسایش خاک در ایران جنگل زدایی، یعنی از بین رفتن جنگل ها است. سالا نه چهار درصد از سطح جنگل های شمال (جنگل های هیرکانی) از بین می رود. به این ترتیب در طول ۳۰ سال گذشته نیمی از جنگل های شمال را که قدمتی حدود ۳٫۵ میلیون سال دارند و به دوران چهارم زمین شناسی بازمی گردند از دست داده ایم .
خاک یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده اکوسیستم های مرتعی است که منبع غذایی و رطوبت برای گیاهان مرتعی می باشد.معمولا برداشت پوشش گیاهی توسط دام باعث کاهش ورود بقایای گیاهی به خاک و نتیجتا عناصر غذایی آن می شود.علف خواران یک جزء جدایی ناپذیر در مراتع هستند که از راه های گوناگون (لگد کوبی – مصرف-دفع فضولات – توزیع مجدد – خروج) روی جریان مواد غذایی اثر می گذارد. چرای مفرط مراتع از جمله فعالیتهایی است که باعث کاهش تولید گیاهی و تخریب و بیابانی شدن خاک میگردد. . با افزایش شدت چرا از کربن، نیتروژن و ماده آلی خاک کاسته می شود.چرای بیش از حد با ایجاد تغییرات منفی در عناصر غذایی خاک، پایداری اکوسیستم مرتعی را به خطر می اندازد. وقتی پوشش گیاهی یک ناحیه در اثر چرای تعداد زیادی دام از بین می رود ، ذرات خاک به آسانی به وسیله باد و آب پراکنده می شود و خاک کافی و مناسب برای رشد گیاهان مختلف وجود نخواهد داشت.

جنگل زدایی و خاک:
اثرات جنگل زدایی بر اقلیم اساساً به دلیل تغییر کاربری اراضی، تغییر پوشش گیاهی زمین، سوزاندن و قطع یکسره جنگلهاست که منجر به انتشارات جوی، عدم تعادل کربن در جو و خاک، فرسایش آبی و بادی می شود.. فعالیتهای کشاورزی و دامپروری بر پوشش گیاهی سطح زمین استرس وارد می کند بنابراین ممکن است عامل افزایش آلبدو در سطح باشد. کاهش پوشش گیاهی دراثر آتشسوزی و قطع یکسره باعث قرار گرفتن خاک در معرض بلایای طبیعی شده و افزایش دما و فشردگی خاک و در نهایت منجر به کاهش محتوای آب در خاک و کاهش قابلیت نفوذپذیری خاک می گردد و خاک به شدت ضعیف شده و نسبت به فرسایش آبی و بادی حساس می شود. معمولاً دمای بالا و بارندگی کم در مناطق خشک منجر به فقر موادآلی در خاک و سرعت بخشیدن به اکسیداسیون می گردد. کم بودن مواد آلی منجر به دانه بندی ضعیف خاک و عدم پایداری دانه بندی خاک می شود به این ترتیب خاک در مقابل فرسایش آبی و بادی مقاومت نخواهد داشت.. میزان جنگل زدایی ۶/۱۴ میلیون هکتار درسال با میزان توسعه جنگلهای طبیعی و جنگلکاریها به اندازه ۲/۵ میلیون هکتار در سال قابل مقایسه نیست.
جنگل از دیدگاه عامیانه فضایی سبز و خرم برای گشت و گذار درطبیعت و از نظر اقتصادی منبعی برای تامین فراورده های چوبی است.
تعریف جنگل:
فائو جدیدترین تعریفی که در سال ۲۰۰۰ برای جنگل ارائه کرده است به شرح زیر است:
• هر ناحیه ای که دارای جنگلهای طبیعی و مصنوعی با شرایط زیر باشد در تعریف جنگل قرار می گیرد.
• میزان تاج پوشش آن در واحد سطح بیشتر از ۱۰ درصد و مساحت آن بیشتر از نیم هکتار باشد.
• درختان قادر باشند به ارتفاع حداقل ۵ متر برسند.طبق این تعریف درختانی که هنوز به رشد نهایی خود نرسیده و می توانند رشد کنند به طوری که به ۱۰% تاج پوشش و ۵ متر ارتفاع برسند جزو جنگل محسوب می شوند.
• جنگل های احداث شده در اراضی کشاورزی و جنگل کاری های ایجاد شده برای تولید الوار و جنگل های بلوط چوب پنبه ای نیزجزو جنگل می باشند.جنگل های ایجاد شده به روش اگروفارستری در این تعریف قرار نمی گیرند.
تعریف جنگل زدایی: تبد یل جنگل به سایر کاربری ها یا کاهش تاج پوشش درختان به زیر آستانه ۱۰% در واحد سطح را جنگل زدایی می گویند.

اهمیت جنگل ها و مراتع:
۱-کنترل آبهای سطحی و تغذیه آبهای زیرزمینی
۲-مبارزه با آلودگی هوا
۳- تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک:عمل فرسایش بیشتر به وسیله آب و باد صورت می گیرد.جنگل به کمک شاخ و برگ درختان از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. جنگل به دلایل زیر از فرسایش خاک یعنی شسته شدن خاک بویژه در دامنههای تند جلوگیری میکند:

۱-سرعت جریان آب در سطح خاک جنگل کمتر است.
۲-چون مقدار آبی که در خاک جنگل نفوذ میکند بیشتر است، پس مقدار آبی که در سطح خاک جریان مییابد،کمتراست.
۳-ریشه های درختان ، بوتهها و گیاهان کوچک بویژه ریشههای سطحی ، ذرات خاک را به یکدیگر پیوستگی داده و از لغزش آنها جلوگیری میکند.
۴- جلوگیری از سر و صدای محیط
۵ به عنوان تفرجگاه برای انسان
۶- تعدیل آب و هوای یک منطقه
۷- تلطیف هوا
۸- جلوگیری از وقوع بهمن
۹- جلوگیری از رانش زمین
۱۰- نقش اقتصادی جنگل
۱۱- استفاده از محصولات جنگل ها در تولید مواد دارویی و صنعتی

تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک:
عمل فرسایش بیشتر بوسیله آب و باد صورت می گیرد. بادهای مداوم در اثر ایجاد اختلالاتی در زندگی گیاه و تبخیر رطوبت زمین که منجر به خشکی بیش از حد خاک می گردند، سبب می شوند که تجدید حیات نباتات متوقف و یا به کندی صورت گیرد و با کم شدن پوشش گیاهی عمل فرسایش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداری بی رویه از بین رفتن گیاهان را ناخواسته تسریع نماید آنگاه مراکز مهم کشاورزی و صنعتی و مسکونی در معرض تهدید قرار می‌گیرند.
جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان، خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. بعلت آرام بودن هوای داخل جنگل تبخیر بسیار ناچیز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می‌رود. نزولات آسمانی در مناطق فاقد گیاه در روی زمین به صورت هرز آبهای سیل آسا جاری می شوند و چون مقاومتی در برآبر خود نمی بینند ذرات ریز و درشت خاک را حمل می کنند و بتدریج در مسیر خود و یا در پشت سدها و دریاچه‌ها رسوب می دهند، گاهی سبب طغیان رودخانه‌ها می گردند و خسارات جانبی و مالی زیادی بار می‌آوردند. در مناطقی که پوشش گیاهی وجود دارد، هنگام بارندگی قطرات باران به علت انرژی که در مسیر خود و همچنین تاثیر قوه جاذبه زمین کسب می کنند و می توانند موجب متلاشی شدن ذرات خاک و جآبجایی آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گیاهان به ذرات بسیار ریز تبدیل گشته و به آهستگی روی خاک می رسند. از طرفی بقایای نباتی کف جنگل و مراتع همچون اسفنجی آب حاصل از بارندگی را د رخود جذب نموده و به آهستگی روی خاک رها می کند و بدینوسیله خطر شتشوی خاک از بین رفته و خاک حفظ می شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاک‌ در کاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمایشی‌ توسط‌ یکی‌ ازمتخصصین‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمین‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در این‌ آزمایش‌ آبتدا علفهای‌موجود زمین‌ با دست‌ کنده‌ شده‌ و سپس‌ زمین‌ به‌ دو قطعه‌ مساوی‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. روی‌ یکی‌ ازقطعات‌ دو لایه‌ تور سیمی‌ ریز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شکسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسیار ریزی‌ درآمد (شکسته‌ شدن‌ قطرات‌ عیناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گیاهی‌ هم‌ صورت‌ می‌گیرد) خاک‌ از دست‌ رفته‌ از این‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشیده‌ شده‌ با تور سیمی‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ ۱۰ سال‌ اندازه‌گیری‌ شد. نتایج‌ بدست‌ آمده‌ از ۱۰ سال‌ آزمایش‌ نشان‌ دادکه‌ خاک‌ از بین‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بیش‌ از ۱۰۰ برآبر خاک‌ فرسایش یافته از قطعه‌ پوشش‌دار می‌باشد.
گذشته‌ از این‌ فرسایش‌ خاک‌ در منطقه‌ جنگلی‌ با فرسایش‌ خاک‌ در مناطق‌ دیگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلایی‌ است‌ که‌ بر خاک‌ وارد می‌شود ولی‌ خاکهای‌ مناطق‌ جنگلی‌ بسیار حاصلخیزتر ازمناطق‌ دیگر است‌ با فرسایش‌ خاک‌ مواد حاصلخیزی‌ که‌ طی‌ سالیان‌ متمادی‌ در خاک‌ ذخیره‌شده‌اند از دست‌ می‌رود. در تحقیقات‌ انجام‌ شده‌ در یکی‌ از ایالت‌های‌ آمریکا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ که‌ پس‌ از بریدن‌ درختان‌ یک‌ جنگل‌، جریان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگی‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هکتار ۹۵ کیلوگرم‌ ازت‌ نیتراتی‌ و ۸۹ کیلوگرم‌ کلسیم‌ را از بین‌برده‌ است‌ در حالیکه‌ در یک‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ میزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بین‌ نرفته‌ بلکه‌ در هر هکتار۲ کیلوگرم‌ نیز به‌ میزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. این‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دریافت‌ شده‌ است‌. همچنین‌کلسیم‌ از بین‌ رفته‌ بسیار کم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ ۷ کیلوگرم‌ در هکتار بوده‌ است‌.

اثرات اقتصادی جنگل زدایی:
ما درختان جنگلی را قطع و آنها را به مرتع تبدیل می کنیم و بعد به خصوص در مناطق شیبدار که همه جنگل های ما هم در مناطق شیبدار هستند بعد از مدتی این مرتع را به زمین کشاورزی تبدیل می کنیم و طبیعی است که زمین کشاورزی کود لا زم دارد، بنابراین بعد از گذشت دو سه سال هزینه تهیه کود به حدی زیاد است که محصول از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست و بعد در نهایت زمین به شنزار تبدیل می شود. به عنوان مثال منطقه ارسباران جنگل ها در ظرف چهار، پنج سال تبدیل به شنزار شده و به کل از بین رفته و به علت بارش، خاکش هم شسته شده است. به همین دلیل است که در تبریز در فصل بارندگی در داخل جوی ها آب قهوه ای رنگی راه می افتد. آب قهوه ای رنگ یعنی آبی که خاک در آن است و پر واضح است که جای این خاک با ارزش که آن بالا بایستی تولید محصولا ت کشاورزی و تولید جنگل کند، داخل جوی نیست.

چرای دام و اثرات آن بر جنگل ها:
زیانهای وارده به جنگلها از راه چرای دام سابقه طولانی دارد. از روزگاری که اقتصاد شبانی زیر بنای تکاملی جامعه را تشکیل می‌داد و اشتغال به امور دامداری و نگاهداری دام از معتبرترین و سودآورترین رشته‌های سرمایه گذاری عصر فئودالیسم شناخته می‌شد، زمینه‌های تخریب جنگلها از طریق چرای دام فراهم گردید و چراگاههای جنگلی ایران به عنوان غنی‌ترین منابع علوفه‌ای در دسترس دامها گذارده شد. زیانهای ناشی از چرای دام در جنگلها شامل موارد زیر است:
الف)رفت و آمد مدام دام در جنگلها ، باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک می‌شود. به این ترتیب آب باران به جای آنکه در خاک فرو رود در سطح زمین جریان پیدا می‌کند در چنین اراضی رویش دانه‌هایی که بر روی زمین ریخته شده دشوار و در بعضی حالات غیر ممکن می‌شود.
ب)چرای دام باعث می‌شود که تبدیل مواد آلی زنده به لاش برگ صورت نگیرد و افراط در چرای دام ، پوشش گیاهی را از عرصه جنگل حذف می‌کند و خاک جنگل عریان و بدون محافظ می‌ماند و به تدریج دچار فرسایش می‌شود.
ج)در دامنه‌های کوهستانها که خاک عملا در معرض ریزش قرار دارد، تردد دامها سبب تشدید ریزش خاک و قطعات سنگی می‌گردد و فشار وارده از تصادم این ریزشها به درختان موجب زخمی شدن پوست آنها می‌شود.
د)دامها با جویدن پوست و ساقه‌های درخت ، آنها را زخمی کرده و زمینه تسهیل نفوذ و رخنه آفات و بیماریهای گیاهی را تدارک می‌بینند.

تعاریف متعددی برای مرتع عنوان شده است:
۱-مرتع، زمینی است که حداقل مدتی از سال دارای پوششی از گیاهان مرتعی خودرو باشد.(تعریف مرتع در قانون جنگلها و مراتع.)
۲-مرتع به اراضی دایر یا بایر اطلاق می شود که رستنیها در آن به حالت طبیعی رشد کرده میزان بارندگی آن منطقه نسبتاً کم باشد و به وسیله ی حیوانات اهلی و وحشی مورد چرا واقع گردد و هیچ عاملی آن را محدود ننماید.(هادی کریمی،مرتعداری،انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۹٫)
۳-جنگل یا مرتع یا بیشه طبیعی عبارت از جنگل یا مرتع یا بیشه ای است که به وسیله ی اشخاص ایجاد نشده باشد.( قانون حفاظت و بهربرداری از جنگل ها و مراتع با اصلاحات بعدی، مصوب ۳۰/۵/۱۳۴۶٫)
۴-مراتع، زمین هایی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفه ای خودرو بوده و با توجه به سابقه ی چرا عرفاً، مرتع شناخته شود. اراضی آیش گر چه پوشش نباتات و علوفه ای داشته باشند مشمول تعریف نیستند. چنانچه مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد مرتع مشجر نامیده می شود.( آئین نامه ی اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیاء اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب شورای انقلاب اسلامی ۳۱/۲/۱۳۵۹)
۵- مرتع: همه ی اراضی دارای پوشش طبیعی به نحوی که خوراک دام از آن حاصل می شود و تجدید حیات آن بطور طبیعی انجام می پذیرد و همچنین آن قسمت از اراضی که برای کمک به تجدید حیات پوشش گیاهی طبیعی آن بشر دخالت نموده است و پس از این دخالت آن را همانند سایر مراتع اداره می نماید.(تعریف جامعه ی مرتعداران ، Society for Rang management.)
6-مراتع شامل همه ی مناطقی است با پوشش بوته، گراس، جنگلهای غیرانبوه و همچنین مناطقی که به علت وجود املاح، شن، صخره و سرانجام خشکی محیط، امکان تولید جنگل تجارتی و یا زراعت میسر نباشد.
۷-در تعریفی دیگر اراضی غیر محصور با پوشش طبیعی و بارندگی کم را که مورد چرای دامهای اهلی و حیات وحش قرار می گیرد، مرتع می نامند.(هدی ؛ Heady, 1975)
8-مرتع شامل اراضی است با پوشش طبیعی یا بذرکاری شده با گونه های بومی و یا غیربومی که علوفه ی مورد مصرف دام را تأمین می نماید.(والنتاین)
۹-مرتع: زمینی است غیرقابل کشت که از آن عمدتاً برای تولید علوفه استفاده می شود.( گری، ۱۹۶۸)

خاک، گیاه و دام از اجزاء اصلی و فعال در مراتع بوده و ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند به طوری که تغییر در خصوصیات و ترکیب هر کدام به صورت مستقیم و غیر مستقیم اجزاء دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد . خواص فیزیکی و شیمیائی خاک از مهمترین عوامل مؤثر در حاصلخیزی و به طبع آن تراکم و نوع پوشش گیاهی اکوسیستم های مرتعی هستند . تحقیقات انجام شده نشان میدهند که معمولاٌ چرای دام در دراز مدت باعث کاهش مقدار کربن و ازت کل خاک گردیده و می تواند سرعت تجزیه مواد گیاهی را افزایش دهد بعلاوه میزان کربن و ازت خاک در طول فصل چرا نیز متغیر است همچنین چرای مرتع از طریق افزایش فضولات دامی باعث افزایش تجزیه و چرخش سریع کربن و ازت خاک می شود. اگر چه گیاهخواران پستاندار به طور مؤثر سرعت چرخه عناصر خاک را تحت تأ ثیر قرار می دهند، سمت و سوی این تغییرات در بین اکوسیستم های مختلف می تواند متفاوت باشد، گیاهخواران اثرات مختلف و معکوسی بر سرعت چرخه عناصر در اکوسیستم های مختلف داشته و بنابراین هم می توانند حاصلخیزی مراتع را افزایش داده و هم باعث کاهش باروری در این اراضی گردند خصوصیات خاک از جمله pH ، بافت، آهک، هدایت الکتریکی وموادآلی با نوع و تراکم پوشش گیاهی مرتع در ارتباط است . گزارشاتی در مورد تاثیر روند چرا در pH خاک، خروج نیترات و کاتیونهای قلیایی از خاک و تغییرات پتاسیم و فسفر قابل جذب در خاکهای مرتعی تحت تاثیر شدت چرا ووابستگی تفاوتهای موجود با عمق خاک وجود دارد اثر چرا بر تجزیه مواد آلی خاک در اکوسیستم های مختلف مرتعی یکسان نیست و نتایج ضد و نقیضی در این باره منتشر گردیده است . لذا به نظر می رسد که هنوز اثر چرا بر پویایی مواد آلی و برخی دیگر از خصوصیات خاک، بویژه در مراتع مناطق خشک و نیمه خشک، به طور کامل شناخته نشده و بخصوص در زمینه ارتباط خاک با پوشش گیاهی و اثرات متقابل دام بر پوشش گیاهی و محتوای عناصر غذایی خاک، مطالعات گسترده ای مورد نیاز است .
ویژگی های فیزیک خاک یکی از عوامل موثر در رشد گیاهان در مراتع است. این ویژگی خاک روی رشد ریشه و توسعه گیاهان مرتعی نقش مهمی را ایفا می نماید. بررسی اثر لگدکوبی و چرای دام بر روی ویژگی های فیزیکی خاک مرتع در سه شرایط مرتعی (مرجع، کلیدی و بحرانی) ویژگی های فیزیکی خاک شامل رطوبت، وزن مخصوص ظاهری، درصد تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت مکانیکی در فصل چرا (خرداد تا مهر) در سال های ۷۹ و ۸۰ در منطقه لار اندازه گیری شده و نتایج حاصل نشان داد که میانگین درصد رطوبت از منطقه مرجع به منطقه بحرانی روند کاهشی برخوردار بود و نسبت به فصل چرای دام سیرنزولی داشت و در تمام طول فصل چرا رطوبت در عمق ۱۵-۰ سانتی متر کمتر از عمق ۳۰-۱۵ سانتی متر بود. وزن مخصوص ظاهری منطقه مرجع کمترین و منطقه بحرانی بیشترین مقدار را داشت و مقدار آن در طول دوره فصل چرا افزایش یافت. مقدار وزن مخصوص ظاهری در عمق ۱۵-۰ سانتی متر بیشتر از عمق ۳۰-۱۵ سانتی متر بود. میزان تخلخل در منطقه مرجع بیشترین و در منطقه بحرانی کمترین بوده است و مقدار آن در هر دو عمق نمونه گیری در طول چرا سیر کاهشی داشت. میزان نفوذپذیری در ابتدای چرای دام بیشتر از پایان دوره چرا بود و مقدار آن در منطقه مرجع در بالاترین حد و در منطقه بحرانی در پایین ترین حد قرار داشت. مقدار مقاومت مکانیکی خاک در منطقه بحرانی در بالاترین حد و در منطقه مرجع بیشتر از دو منطقه دیگر بود به طوری که در منطقه بحرانی به ۱ درصد کاهش یافت. کاهش پوشش گیاهی به کمتر از ۷ درصد در پایان فصل چرا در منطقه بحرانی، خاک این منطقه را به شدت در معرض فرسایش قرار داده است.

اثر مدیریت های مختلف چرای دام بر میزان رطوبت و نفوذپذیری خاک منطقه
یکی از مهمترین خصوصیات فیزیکی خاک میزان نفوذ پذیری آن بوده که اثر مهمی در کیفیت خاک، تغذیه گیاهان ومیزان رواناب و فرسایش خاک دارد. عواملی نظیر بافت خاک، ساختمان خاک، میزان مواد آلی، مدیریت و نوع لایه های خاک بر میزا ن نفوذ پذیری تاثیر دارند. یکی از عوامل مدیریتی مهم درمراتع چرای دامها بوده که با ایجاد به هم خوردگی سطح خاک و اثر بر میزان پوشش گیاهی تاثیر زیادی بر نفوذپذیری، رطوبت خاک، میزان رواناب، فرسایش و کیفیت پوشش گیاهی و خاک درمراتع دارد.به عنوان مثال مقایسه و بررسی روند تغییرات رطوبت ونفوذپذیری خاک در سه روش مدیریت چرا در منطقه سمیرم استان اصفهان انجام گرفت.طرح در قالب ، طرح آماری کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل ۳ روش مدیرتی چرا شامل چرای مفرط در اراضی شخم خورده، چرای کنترل شده وقرق (عدم چرا) بوده و برای تغیین نفوذپذیری از روش استوانه مضاعف (دبل رینگ) و به منظور اندازه گیری رطوبت خاک از دستگاه TDR (Time Domain Reflectometry) استفاده شد. به منظور مقایسه اثرات تیمارهای مختلف دو تیمار زمانی فصل بهار و فصل پاییز به ترتیب به عنوان زمان قبل از ورود دام و بعد از خروج دام از مرتع در نظر گرفته شده است.
نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که بیشترین مقدار رطوبت حجمی خاک ۱۳/۱ درصد مربوط به تیمار چرای کنترل شده در فصل بهار و کمترین مقدار، ۳/۸ درصد مربوط به تیمار چرای مفرط در فصل پاییز بوده است. در فصل بهار، بیشترین مقدار رطوبت خاک مربوط به تیمار چرای کنترل شده بوده و تیمارهای قرق و چرای مفرط تفاوتی از نظر میزان رطوبت خاک نداشته اند که علت آن وجود مقدار زیاد آب در خاک مرتع در این فصل در تیمارهای مختلف و نیر یکسا ن بودن وضعیت پوشش گیاهی جدید باشد . در فصل پاییز، رطوبت خاک سطحی در تیمارهای چرای مفرط، چرای کنترل شده و بدون چرا (قرق) به ترتیب ۳/۸، ۶ و ۴/۵ درصد بوده است. کاهش زیاد درپوشش گیاهی، لخت شدن سطح زمین، تاثیر ممستقیم تابش خورشید و تبخیر از سطح خاک باعث کمترین مقدار رطوبت خاک سطحی در تیمار چرای مفرط در فصل پاییز می باشد. میزان نفوذپذیری خاک نیز در تیمارهای چرای مفرط، چرای کنترلی و بدون چرا (قرق) به ترتیب ۱۲/۸، ۴/۸ و ۷/۱ سانتی متر در ساعت بوده که بیشترین مقدار مربوط به تیمار چرای مفرط در اراضی شخم خو.رده و کمترین آن مربوط به تیمار چرای کنترلی می باشد. تردد دام بر سطح خاک مرتع در شرایطی مانند فصل بهار در منطقه که خاک نسبتا مربوط می باشد . باعث متراکم شدن خاک می گردد.

تاثیر شدت‌‌های چرای دام بر ترکیب پوشش گیاهی، رطوبت، مقاومت مکانیکی و نفوذپذیری خاک
در این تحقیق اثر شدت‌‌های چرا در شرایط مختلف مرجع (بدون چرا)، کلید (چرای متوسط) و بحرانی (چرای شدید) بر ترکیب گیاهی، مقاومت مکانیکی، نفوذپذیری و رطوبت خاک طی دو سال متوالی ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ در منطقه ساوجبلاغ اندازه‌گیری شد. اطلاعات حاصل از طرح به صورت کرت‌‌های دو بار خردشده در قالب بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد، که در آن مناطق مورد مطالعه به کرت‌‌های اصلی، زمان نمونه‌گیری به کرت‌‌های خردشده و عمق نمونه‌گیری به کرت‌های دو بار خردشده اختصاص یافتند. در قالب طرح آماری تجزیه و تحلیل داده‌‌ها با نرم‌افزار Spss (نسخه ۱۲) انجام شد و در صورت معنی‌دار بودن اختلاف بین تیمار‌ها، برای مقایسه میانگین‌ها و گروه‌بندی از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که مقاومت مکانیکی درعمق۳۰-۱۵ سانتیمتر نسبت به ۱۵-۰ به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. مقاومت مکانیکی در انتهای دوره چرا نسبت به ابتدای دوره چرایی افزایش یافت. رطوبت خاک از منطقه مرجع به منطقه بحرانی کاهش یافت و این کاهش با گذشت زمان ادامه یافت و رطوبت خاک در عمق دوم به‌طور معنی‌داری نسبت به عمق اول بیشتر بود. نفوذپذیری در ابتدای دوره چرا بیشتر از انتهای دوره چرا و مقدار آن در منطقه بحرانی کمتر و بین سه منطقه دارای اختلاف معنی‌داری بود. مقادیر نفوذپذیری به ترتیب در مناطق مرجع، کلید و بحرانی ۷/۳،۲/۳ و۳/۲ میلیمتر در دقیقه تعیین شد. ترکیب پوشش گیاهی با افزایش شدت چرا تغییر عمده‌ای کرد، به‌طوری‌که با افزایش شدت چرا گندمیان و بوته‌ای‌ها به ترتیب ۷/۴۳ و۸/۵۱ درصد کاهش و پهن‌برگان علفی ۵/۲۶ درصد افزایش یافتند. در منطقه بحرانی بیشترین پوشش گیاهی مربوط به پهن‌برگان علفی شامل گیا‌هان مهاجم و سمی‌Peganum harmala و persica Rosa، Ceratocarpus sp. بود، که نشان‌دهنده سیر قهقرایی در اثر چرای مداوم و بیش از ظرفیت مرتع است.


منبع: leaf.mihanblog.com

درباره هواشناسي کشاورزي

خشکسالی در سال جاری تجارب زیادی را به مسوولان آموخت. شاید یکی از مهمترین آنها این بود که اگر به مبحث هواشناسی کشاورزی بیش از این بها داده می شد و تنها به یک پیش بینی اشتباه بسنده نمی شد، اکنون بسیاری از تمهیدات برای گذراندن این دوره و تامین مایحتاج به قیمت ارزان تر فراهم می شد. اما این اتفاق نیفتاد تا عملا نه تنها برنامه های خودکفایی محصولات استراتژیک به کل بر هم بریزد، بلکه درست با یک شوک بزرگ در تامین مواد غذایی جامعه مواجه باشد. از این شماره مجله دام، کشت و صنعت مبحث هواشناسی کشاورزی و نقش های متنوع آن در توسعه پایدار بخش را به بحث و تبادل نظر کارشناسان و مسوولان و کشاورزان می گذارد. چنانچه در این خصوص نظر و عقیده ای دارید می توانید با ارسال آن به دفتر مجله در احیای این بحث در جامعه کشاورزی و تصمیم گیری در بخش سهیم باشید. 
   
  اهداف هواشناسی کشاورزی 
  هدف این علم کشف و تحریف اثرها و لذا کاربرد دانشجو در استفاده از کشاورزی عملی است.
  میدان عمل این علم از لایه خاکی که در عمیق ترین ریشه های گیاهی قرار دارد تا لایه هوایی که در نزدیکی سطح زمین است و در آن محصولات زراعی و درختان میوه می رویند و حیوانات زندگی می کنند و دارای بالاترین اهمیت از نظر بیولوژی کشاورزی است، گسترش می یابد. 
   
  کاربرد هواشناسی کشاورزی 
  1- هواشناسی کشاورزی و رابطه آن با سایر علوم 
  2- اهمیت وضع جوی و آب و هوایی و تولیدات کشاورزی نوین 
  3- لزوم تنظیم سیستم زراعی با عوامل محیطی هواشناسی کشاورزی و وضع خاک 
  4- اهمیت آمار وضع جوی و آب و هوا در تعیین نیازهای آبیاری محصولات کشاورزی به تاریخ کشت آنها، کود دادن، کنترل آفات و بیماری های گیاهی 
   
  وظیفه هواشناسی کشاورزی 
  وظیفه اصلی هواشناسی کشاورزی عبارت است از تقویت تولیدات کشاورزی و حیوانی به منظور تطبیق کلیه عملیات زراعی با ویژگی های شرایط جوی و در نتیجه استفاده از منابع اقلیمی به بهترین وجه.
   
  علوم مرتبط با هواشناسی 
  بیولوژی کشاورزی: که عکس العمل گیاه نسبت به شرایط فیزیکی محیط است. 
  آگرونومی: نقش فنون کشاورزی در اصلاح شرایط رویشی و اکولوژیکی بحث می کند. 
  پدولوژی: که از رژیم هیدروترمال (آبی و حرارتی) خاک بحث می شود. 
  فنولوژی: که درباره مراحل رویشی گیاه و نمو سیکل ها یا چرخه بیولوژیکی محصولات زراعی، آفات، حیوانات و غیره بحث می کند. 
  جغرافیای کشاورزی: که درباره ناحیه بندی اقلیمی با استفاده از داده های هواشناسی بحث می کند. 
   
  اهمیت آمار وضع جوی آب و هوا در تعیین نیازهای آبیاری 
  تعداد دفعات آبیاری و میزان آنها بستگی به نیازهای اکولوژیکی و فیزیولوژیکی محصولات دارد. نیازهای آبیاری را در فصول مختلف می توان با اندازه گیری تبخیر و تعرق واقعی که با تبخیر و تعرق بالقوه ارتباط دارد تعیین نمود. آبیاری برای تنظیم دمای سطح خاک و دمای لایه هوای بالای آب و برای اجتناب از گرم شدن بیش از اندازه ریشه ها و برگ ها استفاده می شود، آبیاری را بایستی هنگامی که هوا نسبتا آرام بوده و اغلب در موقع شب انجام داد زیرا هوای گرم و حرکت شدید و متلاطم هوا و تشعشع شدید، اتلاف آب را از طریق تبخیر تشدید می نماید. ثبت دقیق پارامترهای هواشناسی در طی دوره های قبل از آبیاری و همچنین در فواصل بین آبیاری ها صورت گیرد. 
   
  تاثیر وضع جوی بر روی تاریخ کاشت 
  دوره های بحرانی یک نوع گیاه توزیع ناحیه ای آن نوع را تعیین می نماید. یک از گیاهان در کد ژنتیک خود دارای آستانه های تحمل نسبت به مقادیر گرمایی انتهایی و مقدار معینی از رطوبت می باشند اپتیمم بیولوژیکی بین این مقدار انتهایی قرار دارد. رژیم حرارتی و رطوبتی خاک ها در طی دوره برداشت محصول و تکامل مراحل اولیه فنولوژیکی بر روی قدرت حیاتی گیاه در تمام دوره رویشی تاثیر می گذارد. 
  پژوهش های تحت شرایط مصنوعی یا طبیعی در مورد پیش بینی رشد و نمو اندام ها تحت تاثیر درجات مختلف استرس انجام شده توسط عوامل هواشناسی و همچنین اثرات جمعی وضع جوی بر رشد و نمو و قابلیت محصول دهی نباتات و قدرت تولیدی حیوانات متمرکز بوده اند با در نظر گرفتن اثر شدید عوامل اقلیمی بر گیاهان و حیوانات انتظار می رود که کشاورزی نوین بتواند ارقام جدید گیاهان و نژادهای انتخابی حیوانات را که به بهترین وجهی با محیط مطابقت داشته باشند، تولید کند. تاثیر بارندگی- وضع دایمی خاک و وجود آفت ها در آن- ارزیابی سال های بارانی و خشک همه تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم اقلیم اند. ساختن بادشکن ها و سدهای ذخیره آب بارندگی با اطلاعات اقلیمی موثر است. 
   
  لزوم تنظیم سیستم زراعی با عوامل محیطی هواشناسی کشاورزی و وضع خاک 
  تحقیقات هواشناسی کشاورزی، عبارت است از انجام ارزیابی های کیفی و کمی درباره تغییرات اقلیمی مربوط به فعالیت های بشر و بررسی و کنترل فرآیند تلفیقی سیستم های اکولوژیکی و کشاورزی در محیط طبیعی بر مبنای علمی و در نتیجه اجتناب از مقادیر و ناهماهنگی های بسیار مضر. 
   
  اهمیت وضع جوی و آب و هوایی در تولیدات کشاورزی نوین 
  یکی از وسایل مهم افزایش محصولات کشاورزی عبارت از انطباق تکنولوژی با پارامترهای اقلیمی خاص در نواحی کشت می باشد. دانستن وضع جوی و اقلیمی و تغییرات دوره ای سالانه و چند ساله پدیده های هواشناسی و انحرافات آنها از مقدار عادی از جمله نیازهای عمده در کشاورزی مدرن است. در هر مرحله از رشد و نمو و توسعه محصولات زنده تحت تاثیر شرایط محیط قرار می گیرند. وضع جوی در روی محصولات کشاورزی قبل و بعد از کشت و در دوره رسیدن و زمان برداشت محصول و حتی در مدت انبار کردن تاثیر می گذارد. عملیات بعد از برداشت محصول از قبیل خشک کردن بذر میوه ها و سبزیجات و سایر محصولات کشاورزی انبار شده تحت تاثیر وضع جوی قرار می گیرد. وضع جوی در تغذیه، رشد و نمو، سلامتی و قدرت باروری حیوانات و همچنین در توزیع جغرافیایی آنها موثر است. وضع جوی علاوه بر اثر مستقیم بر روی حیوانات به طور غیر مستقیم از طریق علف هایی که حیوانات تغذیه می کنند و خاکی که روی آن زیست می کنند نیز بر روی آنها تاثیر دارد. شرایط جوی نه تنها در سیکل یا دوره توسعه و رشد و نمو آفات و بیماری ها اثر دارد، بلکه در اقدامات کنترل کننده آنها نیز موثرند. بدین ترتیب پراکندگی آفت کش ها و حشره کش ها به تشعشع خورشید، بارندگی، باد و... بستگی دارد. 
  توزیع منطقه ای و برنامه ریزی و احداث ساختمان هایی که برای حیوانات و گیاهان طرح ریزی شده یا برای ذخیره تولیدات کشاورزی در نظر گرفته شده است بایستی هماهنگی کامل با شرایط اقلیمی داشته باشد.


منبع: Agroecology

چشم‌انداز و چشم‌انداز روستايي

چشم‌انداز و چشم‌انداز روستايي

چشم‌انداز و چشم‌انداز روستايي
چشم‌انداز يكي از مفاهيم اصلي در بحث‌هاي جغرافيايي، به ويژه جغرافياي روستايي است. اگرچه برپايي، نحوه شكل‌پذيري، امكان دگرگوني و تغيير پذيري و نيز اجزاي گوناگون چشم‌اندازهاي مختلف مورد توجه خاص برخي جغرافيدانان است، اما در زمينه مفهوم، دامنه و اهميت چشم‌انداز جغرافيايي اختلاف نظرهايي، بعضاً اساسي، ملاحظه مي‌شود.
لفظ چشم‌انداز هم در زبان روزمره و هم در متون علمي پيوسته به كار مي‌رود. تعبير عمومي از چشم‌انداز هم در زبان روزمره و هم در متون علمي پيوسته به كار مي‌رود. تعبير عمومي از چشم‌انداز «بخشي از سطح زمين» يا نوع معيني از سطح زمين است. در اين تعبير، چشم‌انداز سيماي ظاهري يك منطقه يا ناحيه به شمار مي‌رود و عبارت است از «منظر و نماي خارجي يك مكان» با اين فرض كه ويژگي‌هاي ريخت‌شناختي و طبيعي آن مكان همگون و منسجم است. با اين تعبير مفهوم چشم‌انداز به مفهوم «منطقه» و «ناحيه» نزديك مي‌شود و مي‌تواند به عنوان يك واحد فرهنگي يا طبيعي در نظر گرفته شود. در همين ارتباط،‌گاهي چشم‌انداز به عنوان يك نظام محيطي (اكوسيستم) كه نمايانگر گستر? مكاني محيط خاصي است به كار مي‌رود و گستر? جغرافيايي گياهان يا جانوران يا ساير پديده‌هاي طبيعي و انساني تلقي مي‌شود؛ مانند چشم‌انداز درختان سوزني برگ و چشم‌انداز درختان بلوط.
قاعدتاً دو نوع چشم‌انداز عمومي مطرح مي‌شود: چشم‌انداز طبيعي و چشم‌انداز فرهنگي (انساني). چشم‌انداز طبيعي، بخشي از چشم‌انداز عمومي جغرافيايي است كه به واسطه تأثيرگذاري عمده نيروها و عوامل محيط طبيعي به وجود مي‌آيد. اين نيروها و عوامل عمدتاً عبارت است از موقعيت، اشكال ناهمواري، آب و هوا، پوشش گياهي، زندگي جانوري و مانند آن كه در مجموع چهر? خاصي به يك ناحيه يا منطقه بزرگتر مي‌بخشد. چشم‌انداز فرهنگي به واسطه تأثيرگذاري مداوم و پوياي گروه‌هاي انساني بر يكديگر و بر محيط طبيعي،‌ به وجود مي‌آيد. اگرچه نقش نيروهاي محيط طبيعي تعيين‌كننده نيست،‌اما كم و بيش مؤثر است. در واقع، چشم‌انداز فرهنگي،‌ علاوه بر روابط خاص اجتماعي- اقتصادي،‌ از دخالت‌هاي انسان در چشم‌انداز طبيعي ناشي مي‌شود.

فضاي حاصل از برآيند مجموعه عوامل و نيرو‌هاي چشم‌انداز طبيعي و چشم‌انداز فرهنگي را مي‌توان چشم‌انداز مكاني- فضايي (يا جغرافيايي) به شمار آورد. به اين ترتيب، چشم‌انداز جغرافيايي بيش از هر چيز يك مفهوم مكاني-فضايي است. اين چشم‌انداز بيانگر نظامي مبتني بر تأثير متقابل انسان و محيط طبيعي و به عبارت ديگر نتيجه اين روند پوياي تأثير متقابل است. چشم‌انداز جغرافيايي به عنوان يك مجموعه پيچيده از سه جزء عمده‌اي كه به طور مداوم با يكديگر در ارتباط است شكل مي‌گيرد. اين سه جزء عبارت است از:
الف) عوامل يا اجزاي غيرآلي (غير زنده) مانند اشكال ناهمواري؛
ب) عوامل يا اجزاي آلي (زنده) گياهي و جانوري؛
ج) انسان به عنوان موجودي انديشمند و اجتماعي.
بر اين اساس، اگر بخواهيم تعريفي از چشم‌انداز جغرافيايي به دست دهيم، مي‌توانيم بگوييم چشم‌انداز جغرافيايي عبارت است از فضاي خاص حاصل از كنش متقابل نيروهاي گوناگون طبيعي-انساني در يك بافت مكاني معين.
در همين ارتباط، چشم‌انداز روستايي به عنوان نوعي چشم‌انداز جغرافيايي،‌ حاصل فعاليت و نحو? برخورد گروه‌هاي روستايي در يك محيط طبيعي- انساني معين به شمار مي‌رود. اين چشم‌انداز داراي دو بعد اساسي است: يكي چهره ظاهري كه شامل بزرگي و كوچكي، نحوه قرارگيري زمين‌هاي زراعي و شكل ظاهري و نيز ويژگي‌هاي خاص خانه‌هاي روستايي است. ديگري ريخت دروني است كه معرف نحوه سازمان يافتن و شكل پذيري مناسبات اجتماعي_اقتصادي گروه‌هاي روستايي است. در چشم انداز روستايي نيروهاي گوناگون فرهنگي- تاريخي و اجتماعي- اقتصادي در برخورد با نيرو‌هاي طبيعي، باعث شكل‌گيري فعاليت‌ها و سازمان‌بندي خاص توليد و نيز تعيين واحدهاي اقتصادي مي‌شود. در اين روند از كنش متقابل، سيماي ظاهري و ريخت دروني چشم‌انداز روستايي شكل مي‌گيرد و چشم‌انداز فرهنگي خاصي را به صورت مجمو‌عه‌اي يكپارچه عرضه مي‌دارد. اين چشم‌انداز فرهنگي خود به واسطه ويژگي‌هاي روابط آن از يك سو و نهاد‌ها و تأسيسات گوناگون اجتماعي- اقتصادي موجود در اجتماع روستايي از ديگر سو در معرض دگرگوني است. هر قدر اين روابط و نهادها گسترده‌تر و پيچيده‌تر باشد، روند تغيير و دگرگوني چشم‌انداز پوياتر و شديدتر خواهد بود و در كنار بالا بودن سطح توليد، چشم‌انداز فرهنگي مورد نظر كمتر رنگ «طبيعي» خواهد داشت.
تغيير چشم‌انداز روستايي امري اجتناب‌ناپذير است. در روند اين تغيير، شكل و حتي ماهيت چشم‌انداز دگرگون مي‌شود و كوشش براي حفظ چشم‌اندازها به همان صورت و با همان ويژگي‌هاي قبل منطقي نيست. نكته حايز اهميت اين است كه تغيير چشم‌انداز به درستي و به صورتي عقلايي صورت پذيرد. اين امر نيازمند نظامي است كه بتواند به درستي تعيين كند چه تغييراتي با چه دامنه‌اي در چشم‌انداز سودمند و كارآمد و چه تغييراتي نامناسب و غير كارآمد خواهد بود.

تبريز درمه

تصویربرداری مجموعه تلویزیونی «تبریز مه‌آلود» به کارگردانی محمدرضا ورزی در کاخ گلستان ادامه دارد و تدوین هم‌زمان سریال نیز آغاز شده است.

مجموعه تلویزیونی «تبریز در مه» پس از پنج بار بازنویسی فیلمنامه روز عید مبعث در لوکیشن منزل مشیرالدوله واقع در لاله‌زار کلید خورد و در حال حاضر در کاخ گلستان ادامه دارد

تا به حال حدود 30 درصد از کار تصویربرداری انجام شده است و تدوین همزمان آن نیز توسط یلدا جبلی صورت می‌گیرد.

محمد مطیع, جمشید مشایخی, محمد صادقی, محمدرضدا شریفی‌نیا, حسام نواب صفوی, الهام حمیدی, داریوش کاردان, رزیتا غفاری, سعید امیرسلیمانی, ارژنگ امیرفضلی, سید جواد هاشمی, زیلا سهرابی, امیر دژاکام, شهرام عبدلی, چنگیز وثوقی, ولی الله مومنی, عنایت بخشی, رضا فیضی, امیریل ارجمند, علیرضا اولیا و علی کریمی پور در سریال «تبریز در مه»ایفای نقش می‌کنند.

«تبریز مه‌آلود» در 20 قسمت 50 دقیقه ای به تهیه‌کنندگی علی لدنی برای پخش در بهمن و اسفندماه سال جاری از شبکه یک سیما آماده می‌شود.

از عوامل فنی این سریال می‌توان به طراح گریم: شهرام خلج, صدابردار: مهران ملکوتی, جلوه های ویژه میدانی: حمید رسولیان, جلوه‌های ویژه رایانه‌ای» بهنام خاکسار, تدوین: یلدا جبلی و مدیر تصویربرداری: فرشاد خالقی اشاره کرد.

منبع:دانلود سنتر

تعزیه و تعزیه خوانی

تعزیه و تعزیه خوانی    



    سوگواری
 و مدیحه سرائی
و موسیقی ایرانی



تعزيه يا شبيه‌خوانى در اصل نمايشى است برپايه قصه‌ها و روايات مربوط به زندگى و مصائب خاندان پيامبر اسلام و بخصوص وقايع ماه محرم سال ۶۱ هجرى در کربلا براى امام حسين (ع) و خاندانش. ابتدا دسته‌هايى وجود داشتند که از برابر تماشاچيان مى‌گذشتند و با سينه زدن، زنجير زدن و کوبيدن سنج و نظاير آن و حمل نشانه‌ها و علم‌ها و نيز هم‌آوازى و هم‌سرایى در خواندن نوحه، ماجراى کربلا را به مردم يادآورى مى‌کردند. در مرحله بعد آوازها کمتر شد و نشانه‌ها بيشتر و يکى دو واقعه‌خوان ماجراى کربلا را نقل مى‌کردند و سنج و طبل و نوجه آنها را همراهى مى‌کرد. چندى بعد، تعدادى از نقالان، چند شبيه يا لباس‌هاى نزديک به واقعيت، شبيه‌سازى مصائب خود را شرح مى‌دادند. در مرحله بعد، شبيه‌ها با هم گفت و شنيد مى‌کردند. بعد بازيگران پديد آمدند. در آخرين نيم قرن دوره صفويه، تعزيه تحول نهائى خود را طى کرده و به شکلى که مى‌شناسيم در آمد.بدليل حفظ حرمت، فقط مردان در اين دسته‌ها حضور مى‌يافتند و نقش زنان را جوانان کم سال بازى مى‌کردند.

در ابتداى دوره قاجاريه، تعزيه، بدليل حمايت شاهان و طبقه مرفه جديد بازرگان و سياسي، دامنه‌دار تر شد. بعدها در نمايش‌خانه‌هاى موقت بنام تکيه يا حسينيه اين نمايش‌ها اجرا مى‌شدند. تاريخ دقيق ساختمان يکى از اين تکيه‌هاى ثابت يعنى تکيه نوروزخان، ۱۱۷۷ ه.ش ، مقارن اوايل سال‌هاى سلطنت فتحعلى‌شاه است. در نخستين مراحل تعزيه، بسيارى از نقالان مذهبى و غيرمذهبى به بازى در آن پرداختند. به اين ترتيب تعزيه از مايه و سبک نقالى تاثير گرفت. تعزيه در دوره ناصرالدين‌شاه قاجار به اوج خود شکوه و توسعه خود رسيد. ساختمان مدور تکيه دولت در چهار طبقه، مجلل‌ترين نمايش‌خانه‌هاى تعزيه بوده است. همينطور مى‌توان از تکيه شاهي، تکيه ولى‌خان، سپهسالار، تکيه قورخانه، تکيه سرچشمه، تکيه عزت‌الدوله، تکيه نوروزخان، تکيه چهل تن، تکيه سيد ناصرالدين‌و ... ياد کرد.

متن تعزيه يا تعزيه‌نامه، اغلب به شعر بود و شعر تعزيه عاميانه بود. زمينه شعرى تعزيه را رسم مرثيه‌سرايى ايجاد مى‌کرد و وقايع و داستانش را اساطير و حماسه‌هاى مذهبى که از طريق نقالى مذهبى به او رسيده بود، تشکيل مى‌داد. از اوايل دوره ناصرالدين‌شاه نوعى مقدمه به تعزيه اضافه شد که پيش‌واقعه خوانده مى‌شد. کم‌کم شکلى از تعزيه با رنگ هزل و مضحکه و مسخره بوجود آمده که ”گوشه“ نام گرفت، گوشه تعزيه نامه‌اى بود تفننى و فکاهى که افراد آن اشخاص اساطير مذهبى اسلامى بودند. هر تعزيه‌نامه کامل را يک مجلس يا دستگاه مى‌گفتند و به اشخاص بازى شبيه گفته مى‌شد. به کارگردان نيز تعزيه‌گردان يا شبيه‌گردان يا استاد مى‌گفتند. پس از دوره ناصرالدين‌شاه از اهميت و جلال تعزيه کم‌کم کاسته شد، اما عموميت آن محفوظ ماند. در دوره محمدشاه و احمدشاه ، تعزيه تدريجا حمايت اشراف را از دست داد. در تعزيه موسيقى جايگاه مهمى داشت و تعدادى سنت در موسيقى از طريق اجراى تعزيه بوجود آمد. يکى از ازرش‌هاى نمايشى آوازهاى تعزيه در آن بود که قطعه‌ها و مقام‌هاى موسيقى با موضوع و شخص انطباق مى‌يافت.دسته‌هاى نوازنده موسيقى در هيئت‌هاى هفت يا هشت نفرى قرار مى‌گرفتند و سازها عبارت بود از شيپور، ني، قره‌ني، طبل، دهل، کرنا و سنج.

اثر چندین عامل موسیقایی را می توان در موسیقی تعزیه یافت که مهم ترین آنها تقسیمات موسیقی ایرانی است که اجزای اصلی آوازهای تعزیه را شکل می دهد. در اکثر شهرها برای شبیه سازی ، ردیف خاصی را سرمشق قرار می دهند. مثل شبیه سازی حضرت عباس = چهارگاه حر = عراق . آوازهای دشتی و شوشتری ، بیشترین کاربرد را در آوازهای مذهبی و تعزیه دارند. در بین آنها موسیقی ای که در مناطق مختلف ایران اجرا می شود نقش مهمی در تعزیه دارد. در کنار تعزیه هایی که در مناطق مرکزی و قسمتی از پایتخت اجرا می شود ، تعزیه در فارس ، گیلان ، مازندران ، آذربایجان کومش ( سمنان ، دامغان و شاهرود ) لرستان و کرمانشاه و بوشهر به وسیله آوازهای محلی در کنار تقسیمات موسیقایی ایرانی همراهی می شود. هر کسی می تواند به راحتی حضور موسیقی سنتی ایرانی را در اکثر تعزیه ها در شکل آواز یا موسیقی دستگاهی تعزیه که به وسیله آلات موسیقی چون بوق و نی و کرنا و ... اجرا می شود ، تشخیص دهد.

سوگ‌ها و عزاهاى عمومى و خصوصى، استان سيستان وبلوچستان :


مردم سيستان و بلوچستان پيرو دين مبين اسلام هستند. در سيستان بيشتر مردم شيعه اثنى عشرى و عده‌اى نيز مذهب تسنن (حنفي) دارند، ولى در بلوچستان بيش‌تر مردم داراى مذهب سنى حنفى هستند. برگزارى سوگ‌ها و عزاهاى عمومى در بين اهل تسنن و تشيع همچون ساير نقاط کشور صورت مى‌گيرد، ولى به عزادارى‌هاى خصوصى اهميت خاصى مى‌دهند. اين اهميت نشانه الفت و همبستگى عميقى است که در ميان مردم سيستان و بلوچستان وجود دارد. موقعى که کسى مريض مى‌شود همه بستگان و همسايگان براى ديدن بيمار مى‌روند. اين عيادت را اصطلاحاً «پرسه» مى‌گويند. در مجلس پرسه معمولاً پيرمردها قصه‌اى براى ديگران نقل مى‌کنند و از مهمانان با چاى و قليان پذيرائى مى‌شود. اگر بيمار بهبود نيافت و فوت کرد، مجلس پرسه به مجلس عزا و سوگوارى مبدل مى‌شود. حاضرين به گريه و زارى مى‌پردازند، مراسم تدفين برپا مى‌شود. اگر متوفى زن باشد او را زن و اگر مرد باشد او را مرد غسل مى‌دهد. پس از غسل، متوفى را در کفن مى‌پيچند و آخوند محل (مولوي) و مردم بر ميت نماز مى‌خوانند. سپس متوفى را در تابوت قرار مى‌‌دهند و به گورستان حمل مى‌‌نمايند. موقعى که تابوت به گورستان نزديک شد، مردمى که در گورستان جمع شده‌اند به احترام متوفى به استقبال جنازه مى‌روند. جنازه را در گور قرار مى‌دهند. يکى از نزديکان متوفى صورت ميت را باز مى‌کند و اجازه مى‌دهد همگان براى آخرين بار او را ببينند. پس از آن روى مرده را مى‌پوشانند و قبر را با خاک پر مى‌کنند، آنگاه مقدارى خرما به حاضران احسان مى‌شود که خوردن آن را ثواب مى‌دانند. پس از اين مرحله همهٔ حاضرين به خانهٔ متوفى باز مى‌گردند و پس از خوردن چاى و کشيدن قليان و خواندن فاتحه متفرق شده و به خانه‌هاى خود مى‌روند. معمولاً بستگان متوفى افرادى را که در مراسم تدفين حضور داشتند به نهار دعوت مى‌کنند و نزديک‌ترين فرد متوفى به مدت سه روز در خانه مى‌ماند. در اين مدت جهت تسلاى خاطر او به ديدنش مى‌روند. روز سوم نيز به عمل خير طبخ و احسان غذا مى‌پردازند. در روز چهارم اهالى را براى صرف ناهار دعوت مى‌کنند و براى آمرزش روح متوفى فاتحه مى‌خوانند و صلوات مى‌فرستند. پس از گذشت يک سال از تاريخ فوت، همگان را به ناهار دعوت مى‌کنند و پس از صرف ناهار فاتحه مى‌خوانند و صلوات مى‌فرستند و متفرق مى‌شوند. بدين ترتيب آخرين احترام نسبت به فرد فوت شده به عمل مى‌آيد.

سوگ‌ها و عزاهاى ملى، مذهبى و خانوادگى، استان چهارمحال وبختيارى :

مراسم سوگوارى در ميان بختيارى‌ها اهميت خاصى دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازى برگزار مى‌شود که محتملاً نشانهٔ‌انس و الفت و همبستگى عميقى است که ميان آن‌ها وجود دارد. اين اهميت هم در عزادارى‌هاى مذهبى و هم در عزادارى‌هاى خصوصى به بارزترين شکل مشهود است. عزادارى براى ائمهٔ اطهار به ويژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ايران باشکوه برگزار مى‌شود. شيوهٔ اجراى مراسم تقريباً مثل ساير نقاط ايران است. دسته‌هاى زنجيرزنى، سينه‌زنى و حضور در مراسم مساجد و تکايا و گوش دادن به سخنان وعاظ از جمله جلوه‌هاى برگزارى اينگونه مراسم است. برگزارى مراسم عزادارى خانوادگى نيز جالب توجه است. در ايل بختيارى وقتى کسى فوت کند، ايل يکپارچه غرق ماتم و غم مى‌شود، انگار که همه برادر مرده‌اند و يا در سوگ خواهر خود نشسته‌اند. سالى طول مى‌کشد تا ياد عزيز از دست رفته به فراموشى سپرده شود. لحظه‌اى صاحب عزا را رها نمى‌کنند، «چوقا» از تن بيرون مى‌کنند و لباس سياه مى‌پوشند. وقتى خبر مردن زن يا مرد بختيارى گوش به گوش در ايل پيچيد، همه جمع مى‌شوند و متوفى را بر تخته پاره‌اى مى‌گيرند، مردها تخته را بر دوش مى‌گذارند تا به نزديکترين رودخانه محل برسند و با آب رود غسلس دهند. متوفى اگر زن بود در پناهگاهى کنار رود به وسيله زن شسته مى‌شود. بعد از غسل، سيد همراه ايل يا «سيد پيرشاه» يا «سيد امام‌زاده»هاى اطراف مسير و مکان کوچ و استقرار را خبر مى‌کنند تا بر مرده نماز ميت بگذارند و سپس مرده را به خاک مى‌سپارند. خاک که گودى گور را پر کرد، مردها در فاصلهٔ دور مى‌ايستند و و زن‌هاى ايل به دور گور حلقه مى‌زنند، گريه سر مى‌دهند و همراه با مرثيه که «گاگريو» گفته مى‌شود به شرح حال زندگى مرده مى‌پردازند.

در اين هنگام توشمال‌ها آهنگ غم‌انگيزى به نام «چپي» مى‌نوازند. بعد از اين مراسم «خيرات» شروع مى‌شود. صاحب عزا چادر سياهى برپا مى‌کند، مردم ايل تيره به تيره، طايفه به طايفه، براى دلدارى صاحب عزا مى‌آيند و «سرباره» مى‌آورند. معمولاً هر ده خانوار يا پانزده خانوار به نسبت امکانات مالى خود، ‌گوسفندى، پولى يا مقدارى قند و چاى همراه خود مى‌آورند که به آن سرباره مى‌گويند. سرباره مخارج عزادارى صاحب عزا را کاهش مى‌دهد. اين مراسم تا يک سال به طول مى‌انجامد، چرا که شايد تيره يا طايفه‌‌اى در مسافت‌هاى دور باشد و يا امکان حضور به موقع پيدا نکرده باشد. در سر سال خانواده صاحب عزا موظف است که با خريدن لباس‌هاى رنگارنگ به چادرها سر بزند و لباس‌هاى سياه را از تن آن‌هايى که براى همدردى با آنها سياه‌پوش بوده‌اند، در آورند و لباس رنگى هديه شده را بپوشانند. معمولاً زن‌‌هايى که پا به سن گذاشته‌اند و شوى از دست مى‌دهند، ديگر لباس سياه را از تن بيرون نمى‌آورند و تا آخر زندگى سياه‌پوش مى‌مانند. اما اگر زن جوان شوهر از دست داده باشد، ‌بعد از يک سال، ‌زن‌هاى مسن تيره و طايفه با لباس‌هاى رنگارنگ که قبلاً آماده کرده‌اند به سراغ او رفته و با اصرار از او مى‌خواهند که لباس سياه را از تن بيرون کند. وقتى کلانتر يا يکى از سرشناسان ايل بميرد، مراسم خاصى انجام مى‌شود. بدين ترتيب که زين و برگ اسب يا اسبانى را با پارچه سياه مى‌پوشانند و بر گردن اسب نيز پارچه‌هاى رنگين که يک سر آن بر زين و سر ديگرش روى پيشانى اسب است به بند دهانه مى‌بندند؛ سپس اسب را در حالى که دهانهٔ آن به دست يک نفر است در محوطهٔ امام‌زاده مى‌گردانند. اين پارچه را «يال پوش» مى‌‌‌گويند. چوقا و تفنگ متوفى را نيز روى اسب مى‌بندند. به علت طول زمان عزادارى در بختيارى که گاهى تا يک سال ادامه مى‌يابد، صاحبان عزا مخارج سنگينى را نيز متحمل مى‌شوند.

عزادارى و تعزيه‌خوانى، استان مازندران :


عزادارى و تعزيه‌خوانى در روستاى ميخسار کجور معروف است. رونق و اوج آن در ده روز اول محرم است. اهالى از نقاط مختلف و شهرستان‌هاى ديگر به زادگاه خود مى‌آيند تا در مراسم سوگوارى شرکت کنند. مرثيه‌خوان‌ها نيز که خود بومى هستند، در اين مراسم شرکت مى‌کنند. کسانى هم که نذر دارند به ترتيب نوبت، يا ناهار يا شام نذرى در مسجد روستا احسان مى‌‌کنند. سابقاً مراسم تعزيه‌خوانى و شبيه‌خوانى حوادث کربلا رواج داشت و انواع لباس، سپر، کلاه‌خود و زره جمع‌آورى و نگهدارى مى‌شد. گاهى نيز از طالقان و قزوين براى تعزيه‌خوانى به ميخسار مى‌آمدند. اکثر شب‌ها، به شکل و حالت ايستاده و با خواندن مرثيه‌هاى ضربى و آهنگين سينه مى‌زدند. عمل اين حلقه ايستاده را که مى‌چرخيد، «جوش زدن» مى‌ناميدند، يک نفر در وسط حلقه، حفظ هماهنگى و نظم را به عهده داشت تا آهنگ سينه‌زنى را تنظيم کند. معمولاً انبوه سينه‌زن‌ها تلاش مى‌کردند با ابراز احساسات در ميان مردم کسب اعتبار کرده و به ثواب اخروى برسند. ظهر عاشورا يا روز دهم محرم که مراسم سينه‌زنى به اوج خود مى‌رسيد، اسبى را با پارچه‌اى سفيد که تمامى آن با ماده‌اى قرمز، به نشان محل خونفشان تيرهاى اشقيا رنگ شده بود و همچين با پارچه‌اى رنگين و شمشير و چکمه مى‌آراستند و به شکل ذوالجناح در مى‌آوردند و در روستا مى‌گرداندند. مرثيه‌خوان‌ها پيشاپيش ذوالجناح در کوچه‌هاى روستا راه مى‌افتادند و از هر خانه‌‌اى پول، قند، ‌ چاى و نبات جمع مى‌‌کردند؛ تا از اين رهگذر، هم زحمات کسانى که در اين ده روز مرثيه و نوحه خوانده بودند، جبران شود و هم قند و چاى کافى براى مراسم بعدى مسجد محل تأمين گردد. اين مراسم که با شرکت‌تمامى اهالى و همراه با علم و کتل و اسب ذوالجناح انجام مى‌گرفت، مرثيهٔ بسيار معروفى دارد که براى همهٔ افراد آن مرز و بوم آشنا و خاطره‌انگيز است.

منابع استفاده شده برای مطالب بالا : سایت آفتاب /سایت دود عود/ استاد عباس کاظمی

 


عزادارى و تعزيه‌خوانى، روستاي تولون  استان اردبيل :

لازم به ذكر است كه مراسم تعزيه خواني (شبيه خواني) در شهرها و روستاهاي  استان اردبيل نيز از جايگاه و يژه اي برخوردار بوده بطوريكه مراسمات تعزيه خواني روستاهاي تولون و اني و گيلارلو در شهرستان گرمي و ساير شهرها و روستاهاي اين استان زبانزد خاص و عام بوده و طرفداران بسياري دارد. 

شبيه خواني

مقاله ای پیرامون تعزیه و شبیه خوانی تعزیه
تعزیه و تعزیت، هم به معنای تسلیت گفتن به یک داغدار از مصیبت است،هم به معنای اجرای نوعی نمایش مذهبی به یاد حادثه عاشورا که «شبیه خوانی »هم گفته می شود.

 

 

 

 

 

مقاله ای پیرامون تعزیه و شبیه خوانی تعزیه

تعزیه و تعزیت، هم به معنای تسلیت گفتن به یک داغدار از مصیبت است،هم به معنای اجرای نوعی نمایش مذهبی به یاد حادثه عاشورا که «شبیه خوانی »هم گفته می شود.اما توضیح هر یک:

● تسلیت گویی

اصل تسلیت گویی به خاطر مصیبتی که بر کسی وارد شده،در اسلام مستحب است.

رسول خدا«ص »فرمود:«من عزی مصابا فله مثل اجره » هر کس مصیبت دیده ای راتسلیت گوید،پاداشی همانند او دارد.و نیز طبق حدیثی از امام صادق «ع »،خداوند به حضرت فاطمه «ع »در سوگ شهادت حسین «ع »تعزیت گفت. از مستحبات روز عاشورااست که افراد وقتی به هم می رسند،نسبت به این مصیبت بزرگ به یکدیگر تعزیت وتسلیت گویند.این نشانه داغداری در این فاجعه عظیم و همبستگی با جبهه شهدای کربلاست.عبارتی که مستحب است در این تسلیت گویی گفته شود چنین است:«اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام ». در این متن تعزیت،ضمن داغداری در سوگ سید الشهداء،مساله خونخواهی آن امام شهید در رکاب حضرت مهدی «ع »از خداوندخواسته شده است.

سنت تسلیت گویی در میان شیعه،نسبت به مناسبتهای دیگری که وفات معصومین «ع » پیش می آید رایج است و هنگام دیدار،جمله «اعظم الله اجورکم »را می گویند.

شبیه خوانی تعزیه خوانی و شبیه خوانی،نمایشی است که در یک محوطه،با حضور مردم توسطچند نفر انجام می گیرد که در نقش قهرمانان کربلا و با لباسهای مخصوص و ابزار جنگی وهمراه با دهل و شیپور،نیزه،شمشیر،سپر،سنج،کرنا،سرنا، خنجر،زره،مشک آب واسب،ایفای نقش می کنند.صحنه و نمایش،بر مبنای حوادث کربلا و مقتلها تنظیم می شود. تعزیه، اگر بصورت صحیح و با حفظ موازین و شئون معصومین انجام شود،تاثیر مهم می گذارد و وسیله انتقال فرهنگ شهادت به نسلهای آینده است.

«در فرهنگ شیعه،به معنای نوحه بر امامان شهید،نزدیک قبورشان یا در خانه سوگواران است که برای امام حسین «ع »نوحه می خوانند.در فرهنگ مردم،نمونه هایی ازتابوتهای سمبلیک برای کشته های کربلاست.در شهرهای مختلف شیعه نشین،روزعاشورا مراسم خاصی بر پا می کنند و هودجها و اسبهایی را راه می اندازند.برپایی اینگونه مراسم که در اماکن عمومی و مساجد و...به صورت تحریک کننده حزن مردم است،«تعزیه »نام دارد و با لباسها و...برخی حوادث کربلا را به صورت نمایش ارائه می کنند.دراین مراسم،روضه خوانی و نوحه خوانی هم انجام می گیرد و کودکانی هم بعنوان «پیشخوان »برنامه اجرا می کنند و متنهای اجرایی اغلب به صورت شعر است.شکل تکامل یافته تعزیه،جدید است.» در باره این نمایش مذهبی نوشته اند:«شبیه خوانی یا به اصطلاح عامه «تعزیه خوانی »،عبارت از مجسم کردن و نمایش دادن شهادت جانسوز حضرت حسین «ع »سید الشهدا ویاران آن بزرگوار یا یکی از حوادث مربوط به واقعه کربلا بود... شبیه خوانی ناطق،ظاهرادر دوره ناصر الدین شاه در ایران معمول شد،یا اگر قبلا چیز از آن قبیل بود،در دوره سلطنت ناصر الدین شاه رونقی بسزا یافت و شبیه خوانهای زبردستی پیدا شدند.ظاهر آن که مشاهدات شاه در سفرهای خود از تآترهای اروپا در پیشرفت کار تعزیه و شبیه خوانی بی تاثیر نبوده است ».

«شبیه خوانی و تعزیه خوانی »سنت هنری و نمایشی اهل تشیع است که سیمای وجیه و معصوم قدیسین را از روزگار کهن تا به امروز در برابر دیدگان اهل معنی عیان داشته است.» در باره کیفیت اجرای آن و سنتها و آداب مربوط به تعزیه،تحقیقات ارزشمندی انجام گرفته و آثاری تالیف شده است.در یکی از منابع آمده است:«تعزیه به احتمال قوی بصورت هیئت فعلی خویش در پایان عصر صفوی پدید آمد و از همه سنتهای کهن نقالی و روضه خوانی و فضائل و مناقب خوانی و موسیقی مدد گرفت و تشکیلاتی محکم برای خود ترتیب داد و کارگردانان ورزیده اداره آن را در دست گرفتند...تعداد تعزیه های اصلی که کمی از صد می گذرد،کیفیت تعزیه نامه ها که غالبا منظوم و در هر حال آهنگین یعنی مرکب از بحر طویل و شعر است،دستگاههایی که هر یک از خوانندگان باید شعر خود رادر آن بخوانند،آهنگ مخالف خوانان که دارای هیمنه و شکوه حماسی است...» به اقتضای نقشی که افراد مختلف در اجرای تعزیه و شبیه خوانی داشتند و حال و هوای شعرها و نحوه خواندن،اصطلاحات خاصی هم رایج بود،مثل:رجزخوانی،شبیه خوانی،نوحه خوانی،بحر طویل خوانی،مقتل خوانی،شهادت خوانی،هجران خوانی(از زبان اسرا)،اشقیاخوانی و شمرخوانی(از زبان سران سپاه عمر سعد).آنچه نقل شد،گوشه ای از کیفیت اجرای آن را نشان می دهد.به نقل دیگری توجه کنید:«شبیه خوانی و تعزیه درعصر صفویه هنوز در ایران مرسوم نشده بود...برپایی نمایش مذهبی یا تعزیه ظاهرا اززمان پادشاهی کریم خان زند در ایران معمول شده است...این نوع عزاداری که بیشترجنبه عامیانه داشته و رواج آن در شهرهای کوچک و قراء و قصبات ایران بیشتر ازشهرهای بزرگ بوده است...صورت ساده آن(شبیه سازی)که عنوانی نداشته در عهدصفویه معمول بوده و بعد از سلسله صفویه بصورت نمایش مذهبی روی صحنه آمده است...از خصوصیات تعزیه این بود که هر یک نقش خود را با خواندن اشعار مذهبی دریکی از دستگاهها و آوازها... اجرا می کردند و...مخالفین در جواب و سؤال با موافقین نیزرعایت بحر و قافیه را در اشعار می کردند.همچنین شمایل آنها با اصل نیز تناسب داشت.

مثلا شبیه علی اکبر،جوان هیجده یا نوزده و بیست ساله،خوش قیافه و نیکو اندام و...» مساله شبیه خوانی از دیدگاه فقهی و اعتقادی نیز مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفته است.برخی آن را تحریم و بعضی تجویز کرده اند. تاثیرگذاری عاطفی و نیزروحیه ضد ظلم که در پی دیدن نمایشهای تعزیه در افراد ایجاد می شود،از نقاط قوت ومثبت این نمایش مذهبی است.به همین جهت در ایران پس از انقلاب اسلامی،رواج وتوسعه بیشتری یافته و همراه این توسعه، تحولاتی هم در سبک اجرا،هم در محتوای اشعار و جهتگیری سیاسی اجتماعی پدید آمده است.در واقع،انقلاب اسلامی به تعزیه روح جدیدی بخشید و این هنر جان گرفت.صاحب نظران این فن،خود به تاثیر آن درروحیه سربازان و افسران در طول سالهای دفاع مقدس اعتراف کرده اند. اجرای تعزیه مخصوص ایران نیست،در کشورهای اسلامی و شیعی دیگری نیز این سنت مورد توجه است و با سبکهای گوناگون و اعتقادات و مراسم مختلف و ابزار وادوات دیگری اجرا می شود،از جمله در هند و پاکستان،که رواج بیشتری دارد.

 منبع:روزنامه آفتاب

نقشه هاي هواشناسي

محصولات پیش بینی:

:وضع هوای حاضر

- نقشه های واقعی روزانه

- نقشه های پیشیابی AVN

- نقشه های بارندگی

- نقشه های MM5

- نقشه های WRF

- نقشه های باد

- تصاویر ماهواره ای

- تصاویر رادار

كدرنگها- جدول رنگهای پایه اچتمل بر اساس مقادیر هگز


جدول رنگهای پایه اچتمل بر اساس مقادیر هگز


-->
#EEEEEE   #DDDDDD   #CCCCCC   #BBBBBB   #AAAAAA   #999999  
#888888   #777777   #666666   #555555   #444444   #333333  
#000000   #000033   #000066   #000099   #0000CC   #0000FF  
#330000   #330033   #330066   #330099   #3300CC   #3300FF  
#660000   #660033   #660066   #660099   #6600CC   #6600FF  
#990000   #990033   #990066   #990099   #9900CC   #9900FF  
#CC0000   #CC0033   #CC0066   #CC0099   #CC00CC   #CC00FF  
#FF0000   #FF0033   #FF0066   #FF0099   #FF00CC   #FF00FF  
#003300   #003333   #003366   #003399   #0033CC   #0033FF  
#333300   #333333   #333366   #333399   #3333CC   #3333FF  
#663300   #663333   #663366   #663399   #6633CC   #6633FF  
#993300   #993333   #993366   #993399   #9933CC   #9933FF  
#CC3300   #CC3333   #CC3366   #CC3399   #CC33CC   #CC33FF  
#FF3300   #FF3333   #FF3366   #FF3399   #FF33CC   #FF33FF  
#006600   #006633   #006666   #006699   #0066CC   #0066FF  
#336600   #336633   #336666   #336699   #3366CC   #3366FF  
#666600   #666633   #666666   #666699   #6666CC   #6666FF  
#996600   #996633   #996666   #996699   #9966CC   #9966FF  
#CC6600   #CC6633   #CC6666   #CC3399   #CC66CC   #CC66FF  
#FF6600   #FF6633   #FF6666   #FF6699   #FF66CC   #FF66FF  
#009900   #009933   #009966   #009999   #0099CC   #0099FF  
#339900   #339933   #339966   #339999   #3399CC   #3399FF  
#669900   #669933   #669966   #669999   #6699CC   #6699FF  
#999900   #999933   #999966   #999999   #9999CC   #9999FF  
#CC9900   #CC9933   #CC9966   #CC9999   #CC99CC   #CC99FF  
#FF9900   #FF9933   #FF9966   #FF9999   #FF99CC   #FF99FF  
#00CC00   #00CC33   #00CC66   #00CC99   #00CCCC   #00CCFF  
#33CC00   #33CC33   #33CC66   #33CC99   #33CCCC   #33CCFF  
#66CC00   #66CC33   #66CC66   #66CC99   #66CCCC   #66CCFF  
#99CC00   #99CC33   #99CC66   #99CC99   #99CCCC   #99CCFF  
#CCCC00   #CCCC33   #CCCC66   #CCCC99   #CCCCCC   #CCCCFF  
#FFCC00   #FFCC33   #FFCC66   #FFCC99   #FFCCCC   #FFCCFF  
#00FF00   #00FF33   #00FF66   #00FF99   #00FFCC   #00FFFF  
#33FF00   #33FF33   #33FF66   #33FF99   #33FFCC   #33FFFF  
#66FF00   #66FF33   #66FF66   #66FF99   #66FFCC   #66FFFF  
#99FF00   #99FF33   #99FF66   #99FF99   #99FFCC   #99FFFF  
#CCFF00   #CCFF33   #CCFF66   #CCFF99   #CCFFCC   #CCFFFF  
#FFFF00   #FFFF33   #FFFF66   #FFFF99   #FFFFCC   #FFFFFF  

 

جدول رنگهای نامگذاری شده و مقادیر معادل هگز آن به ترتیب حروف الفباء


Aliceblue
#F0F8FF
  Antiquewhite
#FAEBD7
  Aqua
#00FFFF
 
Aquamarine
#7FFFD4
  Azure
#F0FFFF
  Beige
#F5F5DC
 
Bisque
#FFE4C4
  Black
#000000
  Blanchedalmond
#FFEBCD
 
Blue
#0000FF
  Blueviolet
#8A2BE2
  Brown
#A52A2A
 
Burlywood
#DEB887
  Cadetblue
#5F9EA0
  Chartreuse
#7FFF00
 
Chocolate
#D2691E
  Coral
#FF7F50
  Cornflowerblue
#6495ED
 
Cornsilk
#FFF8DC
  Crimson
#DC143C
  Cyan
#00FFFF
 
Darkblue
#00008B
  Darkcyan
#008B8B
  Darkgoldenrod
#B8860B
 
Darkgray
#A9A9A9
  Darkgreen
#006400
  Darkkhaki
#BDB76B
 
Darkmagenta
#8B008B
  Darkolivegreen
#556B2F
  Darkorange
#FF8C00
 
Darkorchid
#9932CC
  Darkred
#8B0000
  Darksalmon
#E9967A
 
Darkseagreen
#8FBC8F
  Darkslateblue
#483D8B
  Darkslategray
#2F4F4F
 
Darkturquoise
#00CED1
  Darkviolet
#9400D3
  Deeppink
#FF1493
 
Deepskyblue
#00BFFF
  Dimgray
#696969
  Dodgerblue
#1E90FF
 
Firebrick
#B22222
  Floralwhite
#FFFAF0
  Forestgreen
#228B22
 
Fuchsia
#FF00FF
  Gainsboro
#DCDCDC
  Ghostwhite
#F8F8FF
 
Gold
#FFD700
  Goldenrod
#DAA520
  Gray
#808080
 
Green
#008000
  Greenyellow
#ADFF2F
  Honeydew
#F0FFF0
 
Hotpink
#FF69B4
  Indianred
#CD5C5C
  Indigo
#4B0082
 
Ivory
#FFFFF0
  Khaki
#F0E68C
  Lavender
#E6E6FA
 
Lavenderblush
#FFF0F5
  Lawngreen
#7CFC00
  Lemonchiffon
#FFFACD
 
Lightblue
#ADD8E6
  Lightcoral
#F08080
  Lightcyan
#E0FFFF
 
Lightgoldenrodyellow
#FAFAD2
  Lightgreen
#90EE90
  Lightgrey
#D3D3D3
 
Lightpink
#FFB6C1
  Lightsalmon
#FFA07A
  Lightseagreen
#20B2AA
 
Lightskyblue
#87CEFA
  Lightslategray
#778899
  Lightsteelblue
#B0C4DE
 
Lightyellow
#FFFFE0
  Lime
#00FF00
  Limegreen
#32CD32
 
Linen
#FAF0E6
  Magenta
#FF00FF
  Maroon
#800000
 
Mediumaquamarine
#66CDAA
  Mediumblue
#0000CD
  Mediumorchid
#BA55D3
 
Mediumpurple
#9370D8
  Mediumseagreen
#3CB371
  Mediumslateblue
#7B68EE
 
Mediumspringgreen
#00FA9A
  Mediumturquoise
#48D1CC
  Mediumvioletred
#C71585
 
Midnightblue
#191970
  Mintcream
#F5FFFA
  Mistyrose
#FFE4E1
 
Moccasin
#FFE4B5
  Navajowhite
#FFDEAD
  Navy
#000080
 
Oldlace
#FDF5E6
  Olive
#808000
  Olivedrab
#688E23
 
Orange
#FFA500
  Orangered
#FF4500
  Orchid
#DA70D6
 
Palegoldenrod
#EEE8AA
  Palegreen
#98FB98
  Paleturquoise
#AFEEEE
 
Palevioletred
#D87093
  Papayawhip
#FFEFD5
  Peachpuff
#FFDAB9
 
Peru
#CD853F
  Pink
#FFC0CB
  Plum
#DDA0DD
 
Powderblue
#B0E0E6
  Purple
#800080
  Red
#FF0000
 
Rosybrown
#BC8F8F
  Royalblue
#4169E1
  Saddlebrown
#8B4513
 
Salmon
#FA8072
  Sandybrown
#F4A460
  Seagreen
#2E8B57
 
Seashell
#FFF5EE
  Sienna
#A0522D
  Silver
#C0C0C0
 
Skyblue
#87CEEB
  Slateblue
#6A5ACD
  Slategray
#708090
 
Snow
#FFFAFA
  Springgreen
#00FF7F
  Steelblue
#4682B4
 
Tan
#D2B48C
  Teal
#008080
  Thistle
#D8BFD8
 
Tomato
#FF6347
  Turquoise
#40E0D0
  Violet
#EE82EE
 
Wheat
#F5DEB3
  White
#FFFFFF
  Whitesmoke
#F5F5F5
 
Yellow
#FFFF00
  YellowGreen
#9ACD32
     
-->

مرجع:  سایت شبکه رشد

معرفي يك روستا  فراتر از مرزها با سرگذشتي عجيب اما واقعي:

روستاي پريمبل جمهوري آذربايجان Azarbycan- Perimbal Village

 

 

روستاي پريمبل يكي از روستاهاي تاريخي و ديدني جمهوري آذربايجان ميباشد. كه در استان يارديملوي اين كشور واقع شده است.

 

Perimbel

 

تاريخچه:

در باره وجه تسميه پريمبل گفته ميشود كه پيشوند" پر" بخاطر عمر طولاني افراد اين روستا كه معمولاً بالاي 100 سال عمر مينمايند قبلا" پير" بوده است  و "پريمبل" بمعني روستاي سادات و بزرگان، ريش سفيدان و پيرمردان ميباشد.و تقريبا همه اهالي روستا ازسادات بوده و آبا و اجدادشان اصالتاً اهل كشور يمن مي باشند كه بر اثر ظلم وستم پادشاه وقت يمن مجبور به مهاجرت به سواحل شمالي خليج فارس شده و از آنجا نيز به سبب آزار و اذيت پادشاهي وقت ايران به نواحي شمال ايران و جنوب جمهوري آذربايجان فعلي مهاجرت نموده و ماندگار شده اند.

 پس از آن نيزبه گفته يكي از ريش سفيدان روستا گويي مهاجرت و كوچ اجباري در سرنوشت اهالي بوده و اهالي اين روستا دوبار در سالهاي جنگهاي جهاني  و انقلاب كمونيست شوروي و حكومت استالين (حدود سالهاي1951 و1962 ) مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شده اند كه حتي يكبار به روستاهاي تولون و خانكندي لسگه درق عزيزلوي ايران پناه آورده و سپس به كمك يكي از بزرگان آن زمان پريمبل، بنام ميريونس آقا كه توانسته موافقت نظاميان را در بازگشت اهالي پريمبل به وطنشان جلب و تضمين هاي امنيتي لازم را بگيرد به پريمبل برگشته اند.و يكبارنيزدر زمان استالين دوتن از بزرگان روستا با نوشتن شكوائيه و در خواست بازگشت عازم مسكو شده اند تا به ملاقات خوروشچف دبيركل حزب كمونيست ان زمان و همه كاره و مشاور استالين بروند كه اجازه ملاقات نداده اند و در حالي كه ايندو در مسكو سرگردان بوده اند تصميم مي گيرند با خريد دسته گل به ملاقات اولين فضانورد شوروي  يعني گاگارين كه آن موقع تازه از كره ماه برگشته بوده بروند تا شايد نامه درخواست خود را از طريق وي به خورشچف و استالين برسانند.

  در منزل گاگارين پس از اينكه به سختي نوبتشان مي رسد دسته گل را تقديم و منتظر ميمانند كه مترجم  گاگارين از زبان وي ميگويد كه براي چه ايستاده ايد برويد و يكي از آندو ميگويند كه سوالي از محضرتان داشتم و گاگارين ميگويد كه بگو و ايشان از گاگارين مي پرسند كه چرا شما دركره ماه نمانديد و برگشتيد و گاگارين پاسخ ميدهد براي چه بمانم من به وطنم برگشته ام ! و ايشان نيز ميگويد اين نامه را بگير و به استالين برسان و بگو ما نيز ميخواهيم به وطنمان(پريمبل) برگرديم. او نامه را مي گيرد و پس از چندروز فرمان بازگشت اهالي از طرف استالين صادر و اهالي دوباره به وطن برميگردند.

 

جاده ابريشم:

به گفته اهالي يك شاخه اصلي از جاده ابريشم از روستاي پريمبل جمهوري آذربايجان گذشته و به سوي كاروانسراي قانلوبلاغ (ساخته شده در دوران صفويه در مرز مشكين شرقي و آذربايجان)  در ايران مي رفته بطوريكه كاروانيان و تجار بسياري در مسير راهشان ميهمان اهالي پريمبل مي شدند.

 

 

 

آثار باستاني:

در اطراف پريمبل تپه هاي صخره اي وجود دارند كه قدمت آنها به هزاران سال پيش بر ميگردد و به گفته كارشناسان ميراث فرهنگي آذربايجان در اين صخره ها نتنها تاريخ پزيمبل بلكه تاريخ آذربايجان قابل كاوش و استنتاج است.

 

زيارتگاه :

مزاريكي از اوليا بنام  سيدخليفه ميرغياث در وسط روستا با كاشيهاي فيروزه اي رنگ چشم نواز و آيات آسماني نوشته شده برآن دل هر رهگذر را مي ربايد و مشتاقان و عاشقان اهل بيت عصمت وطهارت از جاي جاي جمهوري آذربايجان به زيارت سيد و مولاي خود به پريمبل مي ايند تا زنگار دل بزدايند و هوايي تازه كنند.

منابع آب:

چشمه هاي آب سرد و گوارا بصورت خود جوش و خروشان از چهارسوي روستاي پريمبل جاريست و همه ساله گردشگراني از نقاط دور ونزديك جهت گذران اوقات فراغت به پريمبل مي آيند.

كوههاي معروف:

دو كوه "هان داغي "و "هاراي داغي" در بالاي روستا قرارداشته و پوشيده از درختان جنگلي و گردو و سيب و انار و گلابي و آلوچه و...مي باشند.

هاراي داغي  يعني كوه فرياد به گفته اهالي چون روستاييان جهت دعوت روستاهاي همجوار از بالاي كوه هاراي داغي فرياد سرميدادند و يا در زمانهاي جنگ و... بر بالاي آن آتش روشن مي كردند به اين نام ناميده شده است.و هان داغي بلند ترين كوه روستا مي باشد.

 

شغل و فعاليت اهالي:

زنبور داري و دامداري در اين روستا از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و مرغوبترين عسل طبيعي منطقه در اين روستا توليد مي شود بطوريكه كندوهاي زنبور از جنس درختان گردو بوده كه درونشان را خالي نموده و بعنوان كلوني زنبور مورد استفاده قرار مي دهند و سيدمظاهر از زنبوردارن با سابقه و بنام روستاست.همچنين اين روستا داراي گله هاي بزرگ پرورش گاو و گوسفند مي باشد. 

 

 

لونچها:

لونچها محل هاي گودي در اطراف روستاي پريمبل هستند كه در قديم الايام اهالي روستا از براي مقاصد خاصي از آن مكانها استفاده مي نموده اند. از آن جمله باروت لونچي (لونچ  باروت) كه اهالي در زمان جنگهاي سابق به ساختن باروت در اين محل اقدام مي نموده اند و يا اوت لونچي( لونچ علف) كه اهالي علفهاي درو شده در تابستان را جهت استفاده زمستان دامها در اين مكان ذخيره مي كردند.و قاسم لونچي (لونچ قاسم ) كه به گفته اهالي قاسم يكي از ساكنان اين روستا بوده  كه در ايران دشمني داشته و از ترس او در اين مكان پناه گرفته و زندگي مي كرده است.

چهره هاي برتر استان اردبيل

آيت الله مقدس اردبيلي :

متوفي سال 993 هجري قمري ماه صفر در نجف اشرف واقع شده كه قبر شريفش در ايوان طلاي حضرت علي (ع) معروف است . ايشان از فقهاي نامدار شيعه و يكي از مفاخر ارزشمند اماميه در قرن دهم هجري ميباشد. پس از شهادت شهيد ثاني (ره) مقدس اردبيلي بود كه مرجعيت و زعامت تامه شيعه را به عهده گرفت . مقدس اردبيلي از خود آثار و تأليفات گرانبهائي به يادگار گذاشته است كه از مهمترين آنها عبارتند از : زبدة البيان في براهين آيات الاحكام ـ اثبات الواجب استيناس المعنويه ـ حاشيه شرح تجريد قوشچي ـ حاشيه شرح مختصر الاصول عضدي ـ الخراجيه ـ مجمع الفائده و البراهين في شرح ارشاد الاذهان ـ حديقة الشيعه و چندين مورد ديگر ...

 

آيت الله عبدالكريم موسوي اردبيلي :

در تاريخ 1304 در شهر اردبيل متولد شد . تحصيلات خود را از شش سالگي با ورود به مكتب آغاز كرد . در تاريخ 1319 به قصد ادامه تحصيل در دروس حوزوي وارد مدرسه علوم ديني اردبيل شدند . در سال 1322 به قصد تكميل تحصيلات حوزوي به قم مهاجرت كردند . در سال 1324 از قم به نجف اشرف رفتند و پس از فراگيري دروس حوزوي در سال 1327 به قم بازگشتند . از فهرست تأليفات ايشان ميتوان به موارد زير اشاره كرد : فقه القضاء ـ فقه الحدود و التعزيرات ـ فقه الديات ـ فقه القصاص ـ فقه الشركه و التأمين ـ فقه المضاربه ـ فقه الشهادت ـ رساله عمليه ـ مناسك حج ـ نهج الرشاد ـ استفتائات ـ جمال ابهي ـ اخلاق ـ دوره كامل اصول فقه . همچنين ايشان مدتي رئيس ديوان عالي كشور بودند و نيز داراي درجه اجتهاد و رساله ايشان در دسترس قرار دارد .

 

آيت الله مشگيني :

آيت الله علي اكبر فيض معروف به مشگيني در سال 1300 شمسي در روستايي از توابع مشگين و در ميان خانواده اي متدين و اهل علم چشم به جهان گشود و در طول 86 سال زندگي پربار ، منشأ بركات و خدمات شاياني به انقلاب و نظام مقدس و حوزه هاي علميه بود . آيت الله مشگيني هنگامي كه همراه با پدر در نجف اشرف مقيم بود ، به مكتب رفت و سپس همراه پدر به وطن بازگشت و مقداري از مقدمات علوم ديني را نزد او فرا گرفت . با رحلت پدر ، براي فراگيري علوم ديني به اردبيل سفر كرد و سپس به مشهد رفته به تكميل تحصيلات پرداخت . از اساتيد ايشان ميتوان به آيت الله العظمي بروجردي ، آيت الله العظمي محقق داماد و امام خميني اشاره نمود . آيت الله مشگيني همچنين كتابهاي فراواني در زمينه هاي گوناگون علوم اسلامي تأليف و منتشر ساخته است ( حدود 28 جلد ) بعد از پيروزي انقلاب ايشان در مسئوليتهاي گوناگوني انجام وظيفه نمودند كه برخي از آنها بشرح ذيل است :

عضويت در خبرگان تدوين قانون اساسي ـ رياست مجلس خبرگان رهبري در سه دوره ـ امامت جمعه قم به حكم امام و رهبر انقلاب ـ عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم ـ رياست شوراي بازنگري قانون اساسي .

 

حجت الاسلام عبدالرحيم جعفري :

در سال 1300 هجري شمسي در يكي از روستاهاي شهرستان گرمي متولد شد ، از شش سالگي به فراگيري ادبيات عرب ، منطق ، معالم الاصول ، شرح لمعه در حوزه علميه اردبيل پرداختند . در سال 1322 براي ادامه تحصيلات ديني عازم قم شدند و به مدت 10 سال از محضر اساتيدي چون : امام خميني ، آيت الله بروجردي ، آيت الله مرعضي نجفي ، علامه طباطبايي و آيت الله سيد صدرالدين صدر بهره بردند .سپس به زادگاه خويش برگشته و در حوزه علميه اردبيل به تدريس مشغول شدند .

 

حجت الاسلام مروج :

در 27 شهريور سال 1309 در اردبيل چشم به جهان گشود ، ايشان پس از تحصيلات علوم ديني و ادامه تحصيل در قم و مشهد ، درس خارج را در محضر اساتيدي چون امام خميني به اتمام رسانيده و يكي از شاگردان برجسته ايشان به حساب مي آمد . مرحوم مروج نماينده فقيد ولي فقيه در استان اردبيل بودند . تاريخ فوت ايشان 27 فروردين سال 1380 ميباشد .

 

رحيم مؤذن زاده  :

مرحوم رحيم مؤذن زاده اردبيلي در سال 1303 در اردبيل به دنيا آمد . پدرش شيخ عبدالكريم بسيار خوش صدا ، خوش خلق و آشنا به رديفهاي موسيقي بود . شيخ عبدالكريم در سال 1326 از راديو اذان گفت و بعد از آن ، پسرش رحيم نيز با او همراه شد . اذان ماندگان رحيم مؤذن زاده در دستگاه بيات ترك گوشه روح الارواح اجرا شده است .

 

دكتر جابر عناصري :

استاد سختكوش و دانشور دكتر جابر عناصري در سال 1324 شمسي در محله معمار اردبيل به دنيا آمد . پدرش زنده ياد استاد كربلايي علي عناصري از شيفتگان بي مثال آقا ابا عبدالله الحسين (ع) و استاد مسلم شبيه خواني بود . دكتر جابر عناصري تحصيلات مقدماتي را در شهر اردبيل و تحصيلات متوسطه را در دارالفنون تهران با كسب مقام اول در رشته ادبي در ميان تمامي دانش آموزان ايران به انجام رساند و سپس وارد دانشگاه تهران شد و تا سطح دكتري فلسفه و علوم تربيتي در ايران و كسب تخصص در انگلستان ( دانشگاه لندن ) به تحصيل ادامه داد . او همواره خود را فرزند سلطان ساوالان و سرسپار خاك ديار مادري اش اردبيل ميداند . 41 سال است در دانشگاههاي تهران بعنوان استاد ممتاز به تدريس و تحقيق اشتغال دارد و بيش از چهل كتاب نفيس در زمينه فرهنگ ايران به رشته تحرير در آورده و صدها و صدها دانشجو تربيت كرده است . ايشان از طرف مراكز فرهنگي بخاطر فعاليتهاي كم نظيرش در عرصه هنر مقدس تعزيه و شبيه خواني لوح ويژه پدر تعزيه دانشگاهي ايران را دريافت نمود . صفت بارز اين استاد تواضع و متانت او و وقار او در محيط زندگي و مراكز تعليم و تعلم است .

 

پروفسور رسول خدابخش  :

رسول خدابخش در سال 1325 در شهر اردبيل به دنيا آمد . تحصيلات متوسطه را در اردبيل گذرانده و مدرك كارشناسي خود را در رشته فيزيك از دانشگاه تربيت معلم تهران در سال 1353 دريافت نمود . در سال 1356 موفق به دريافت مدرك كارشناسي ارشد در رشته فيزيك و تكنولوژي نيروگاههاي هسته اي از دانشگاه بيرمنگام انگلستان گرديد . مدرك دكتري خود را در سال 1359 در رشته فيزيك نوترون از همان دانشگاه اخذ نمود . در سال 1370 نيز موفق به دريافت مدرك مطالعاتي فيزيك از دانشگاه نيوساس ولز استراليا گرديد . نمونه اي از سوابق مديريتي و اجرايي نامبرده عبارتند از : هيئت مميزه و مسئول كميته تخصصي علوم پايه دانشگاه اروميه ـ عضو و مسئول كميته تخصصي گروه فيزيك دانشگاه آزاد اسلامي ـ رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد اروميه ـ عضو اعضاء هيئت موسس انجمن هسته اي كشور ـ عضو انجمن فيزيك ايران ـ عضو شوراي فرهنگ عمومي استان آذربايجان غربي ـ عضو هيئت مميزه دانشگاه امام حسين ـ عضو هيئت مميزه سازمان انرژي اتمي ايران ـ عضو هيئت تحريريه علوم و فنون هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران ـ عضو هيئت امناي سازمان انرژي اتمي كشور ـ رئيس منطقه 2 دانشگاه آزاد اسلامي شمالغرب كشور .

 

استاد بابا صفري :

مرحوم استاد بابا صفري در سال 1299 شمسي در اردبيل به دنيا آمد . در روزهايي كه تب و تاب انقلاب مشروطه فرونشسته بود ، استاد الفبا و ( عم جزو ) را نزد ( ربابه آخوند باجي ) فرا گرفت . سپس نوبت مكتب سيد محترمي بنام ( آقا ميرمحمود خراساني ) در محله پيرعبدالملك بود .  مكتبخانه ( حاج ميرزا محسن خوشنويس ) و سپس مدرسه تدين در كوچه حسن آباد محلهاي بعدي كسب علم استاد بودند .  دانشسراي مقدماتي استاد صفري را براي شروع اولين كار تعليم و تربيتي ايشان در دبيرستان دخترانه پوراندخت آماده كرد .  محل خدمت بعدي استاد دبستان سعدي و ثريا ميباشد . بعد از آن استاد در دانشكده حقوق دانشگاه تهران در رشته روانشناسي علوم تربيتي مشغول به تحصيل ميشوند . از مهر ماه سال 1328 وي را در معاونت اداره فرهنگ اردبيل ميبينيم . در سال 1332 با همت مردم آن روز اردبيل ، استاد به رياست شهرداري شهر انتخاب ميشود كه نتايج فعاليتهاي چشمگير ايشان در اذهان باقي مانده است . استاد صفري فوق ليسانس خود را در رشته مديريت در شعبه دانشگاه كاليفرنياي آمريكا در تهران با موفقيت سپري ميكنند . در سال 1338 براي يك مأموريت فرهنگي عازم ايتاليا ميشوند . آخرين پست دولتي ايشان تا سال 1357 معاونت اداره اوقاف بود . از جمله تأليفات استا ميتوان به دوره چهار جلدي ( اردبيل در گذرگاه تاريخ ) اشاره كرد كه متأسفانه جلد چهارم آن اجازه چاپ نگرفته است . سرانجام در 14 ژوئيه سال 2003 در استكهلم سوئد ستاره عمرش خاموش شد .

 

استاد حسن احمدي :

استاد حسن احمدي گيوي در سال 1306 در شهرستان كوثر ( گيوي ) كه در 75 كيلومتري اردبيل قرار دارد چشم به جهان گشود . پس از طي مدارج مختلف علمي در سال 1366 با رتبه استاد ممتاز زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بازنشسته شد . وي داراي بيش از پنجاه جلد تأليفات از جمله چندين جلد لغت نامه و دستور نگارش زبان و ادبيات فارسي ميباشد . لغت نامه دهخدا در چندين نوبت با تصحيح اين استاد چاپ و منتشر شده است .

 

دكتر رحمان دادمان :

در سال 1335 در شهر اردبيل به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايي را در اردبيل و تحصيلات متوسطه را در رشته رياضي در دبيرستان هدف تهران به انجام رساند . در سال 1353 در رشته مهندسي راه و ساختمان وارد دانشگاه تهران شد . پيش از انقلاب از فعالان جنبش اسلامي در انجمنهاي اسلامي دانشگاه تهران بود . پس از پيروزي انقلاب به همراه دانشجويان ديگر در تسخير سفارت آمريكا نقش فعالي ايفا نمود . در سال 1360 در انتخابات ميان دوره اي دوره اول مجلس شوراي اسلامي در شهر تبريز شركت كرده و با كسل 93 درصد آراي مردم به عنوان اولين نماينده مردم تبريز انتخاب و راهي مجلس مي شود . در زمان جنگ در سمت مسئول ستاد عملياتي سپاه پاسداران ، جانشيني معاونت كل لجستيك و تداركات سپاه و قائم مقام و عضو هيئت امناي جهاد سازندگي و معاون آموزش جهاد به فعاليت پرداخت. با الحاق شيلات و جهاد به عنوان اولين مديرعامل شيلات منصوب گرديد و تا سال 1368 در آنجا ماند . سپس در آزمون اعزام به خارج براي اخذ مدرك دكتري پذيرفته شد و بعنوان دانشجوي بورسيه وزارت علوم عازم شهر منچستر انگلستان شد . پس از پنج سال با مدرك دكتري به ايران بازگشت و تا سال 1376 به تدريس مشغول شد . در دوران آقاي خاتمي به عنوان معاون وزير راه و ترابري و مديرعامل راه آهن انتخاب شد و در سال 1379 به عنوان وزير راه و ترابري انتخاب گرديد . در سال 1380 نيز در سانحه هوايي در استان گلستان به شهادت رسيدند .

 

علي دايي :

علي دايي متولد اول فروردين سال 1348 در شهر اردبيل و بازيكن ايراني و از مشهورترين بازيكنان تاريخ تيم ملي فوتبال ايران است و تا پايان جام جهاني 2006 بازيكن اصلي و كاپيتان تيم ملي ايران بود . دايي 109 گل ملي در كارنامه خود دارد و با فاصله زيادي ، بهترين گلزن بازيهاي ملي در تاريخ فوتبال جهان است . دايي سابقه بازي در تيمهاي آلماني همچون بايرن مونيخ را دارد و به همراه اين تيم به نايب قهرماني جام باشگاههاي اروپا دست يافته است . دايي فوتبال را از باشگاههاي كوچك شهر اردبيل همچون استقلال اردبيل ، شهرداري اردبيل آغاز كرد و دوره خدمت وظيفه را در تيم پاس گذراند . سپس به تيم بانك تجارت پيوست و از آنجا به تيم ملي دعوت شد . بعدها به تيم پرسپوليس تهران و السد قطر پيوست و سرانجام راهي اروپا شد و به تيم آرمينيا بيله فيلد آلمان پيوست . مقصد بعدي او بايرن مونيخ آلمان بود . سپس بههرتابرلين پيوست . علي دايي همچنين توانست تيم سايپا را قهرمان ششمين ليگ برتر كشور سازد . علي دايي در زمينه تحصيلي نيز همچون فرد موفقي بوده و ليسانس خود را در رشته متالوژي از دانشگاه صنعتي شريف دريافت نموده است و علاوه بر آن در تجارت نيز موفق بوده است . وي گرداننده چندين شركت بزرگ و رستورانهاي متعدد است . علي دايي همراه با مادلين آلبرايت  و  ديويد بكام  با سازمان  يونيسف همكاري داشته اند . نامبرده داراي تابعيت دوگانه ايراني و آمريكايي است . اخيراً نير بعنوان سرمربي تيم ملي ايران انجام وظيفه مينمايد .

 

حسين رضا زاده :

حسين رضا زاده متولد سال 1357 در شهر اردبيل ميباشد . او از 15 سالگي به ورزش وزنه برداري روي آورده و از افتخارات و مقامهاي ايشان ميتوان به موارد زير اشاره نمود :

اولين ورزشكار دارنده 2  مدال طلاي المپيك

بهترين وزنه بردار جهان منتخب فدراسيون وزنه برداري جهان

دو مدال قهرماني جوانان آسيا

چهار مدال طلاي بزرگسالان جهان

چهار مدال طلاي جهاني

ركورد دار يك ضرب و دو ضرب جهان

سه بار ورزشكار سال ايران

قويترين مرد جهان از سال 1379

 

بيضاء اردبيلي :

در سال 1226 شمسي در محله سليمانشاه ، كوچه اسماعيل بيگ قدم به عرصه حيات نهاد . خانه وي تا اين اواخر پابرجا  و به ( بيضاء حيه طي ) معروف بوده است . با مروري كوتاه بر مجموعه آثاري كه از وي به دست آمده ميتوان ادعا كرد كه بيضاء در نفسير قرآن شريف ، نهج البلاغه و آثار گرانپايه متقدمين از قبيل : سنائي ، عطار ، خاقاني ، سعدي ، حافظ ، مولوي ، فضولي و ساير قلمداران عرصه شعر و ادب و عرفان مطالعات عميقي داشته ، در كنار اين ذخاير و گنجينه هاي قنا ناپذير علوم بيان و كلام ، عروض و بديع و قافيه ، فلسفه و منطق و النهايه آنچه را كه در پرورش روح بلند يك شاعر عارف ضرورت دارد به خوبي فرا گرفته است . ميگويند مرحوم بيضاء به دليل احاطه به علوم اسلامي و مسائل فقهي ، گاهي اوقات وكالت اشخاص را قبول و در دعاوي مطروحه در محاكم از حقوق موكلين خود دفاع ميكرده است .

ديوان شعر استاد با نام ( كلام بيضاي اردبيلي ) در 510  صفحه از سوي تني چند از علاقمندانش گرد آوري و با همت هيأت اردبيل شناسي و صندوق قرض الحسنه مهديه با يك پيشگفتار و سه مقدمه در خرداد سال 74 چاپ و منتشر گرديد . استاد بيضاي فقيد در سال 1301 شمسي در زادگان خود در سن 75 سالگي دعوت حق را لبيك گفت ، جسمش در شهيدگاه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي ( آرامگاه شهداي جنگ چالدران ) به خاك سپرده شد و روحش به ملكوت اعلي پيوست .

 

رحيم منزوي :

رحيم منزوي اردبيلي در محله سيد آباد اردبيل در سال 1316 ديده به جهان گشود . وي يكي از شاعران نام آور عاشورايي است كه از دوران كودكي در پرتو شركت در مجالس سوگواري سالار شهيدان كربلا ، به شبيه خواني و تعزيه گرداني ميپرداخت . اولين شعر را در سن 9 سالگي سرود و مرگ مادرش در همان ايام ذوق شاعرانه او را تثبيت كرد . فضاي عاشورايي شهر در سال 1326 به بعد او را به نوحه سرايي سوق داد . در پايان تحصيل وارد ارتش گرديد. در مراغه ار محضر آيت الله سيد جواد مجتهد كسب فيض كرد و دروس اسلامي را فرا گرفت .

بعد از هفت سال از ارتش استعفا كرد و مدتي بعد به رانندگي پرداخت . استاد با اينكه بر اخبار و احاديث و روايات مذهبي احاطه داشت ليكن سروده هايش را از تفضلات الهي مي دانست . از جمله آثار استاد عبارتند از : نهضت حسيني ـ آمال منزوي ـ آثار منزوي ـ ايثار منزوي ـ صد سينه زن ـ صد قافيه ـ صد منظره ـ صد زمزمه ـ صد مرثيه ـ آلام منزوي .

استاد در مرداد ماه سال 1371 دار فاني را در اثر عارضه قلبي در تهران وداع گفتند .

 

تاج الشعرا يحيوي :

حاج عباسقلي يحيــوي اردبيلي ، حماسه سراي نامدار آذربايجان در تاريخ 1280 شمسي قدم به عرصه حيات گذاشت . وي يكي از بزرگترين شاعران عاشورايي معاصر است كه علاوه بر داشتن سبك خاص به لحاظ نوآوري و ايجاد تحول بنيادين در سوگنامه پردازي و مرثيه سرايي از سخنوران اهل بيت عليهم السلام در مناطق ترك نشين از شيوه سخن آرايي وي پيروي ميكنند. تحصيلات آغازين وي در مكتبخانه هاي قديمي گذشت و از محضر ميرزا عزيز مرحوم فيضها برد و از درويش حاج آقا ، نقال معروف ، شيوه هاي قهرماني و ميدان داري را فرا گرفت تا بعدها براي ترسيم صحنه هاي پيكار دشت نينوا از آموخته ها بهره جويد .

در سن 13 سالگي چشمه شعر در جانش جوشيدن گرفت و با تخلص ( احقر ) سرودن آغازيد . در جواني ، تخلص مزبور را به نام خانوادگي تغيير داد و قلم را بي آنكه در مدح صاحبان زور و زر به جولان در آورد ، تا واپسين دم حيات در ميدان عشق سالار شهيدان به تكاپو واداشت . حاصل 78 سال عمر و 65 سال سابقه سخن پردازي وي 8 جلد كتاب است كه حاوي صدها قطعه اشعار فارسي و تركي آذري و شامل انواع قالب شعري است . اين آثار عبارتند از :

بساط كربلا ـ اسرار عاشورا ـ پرچم عزا ـ آخرين آثار يحيوي ـ يادگار يحيوي ـ بهارستان يحيوي ـ نگارستان يحيوي ـ غزليات و طنز و ...   .  يحيوي در سال 1358 دعوت حق را لبيك گفت و در بهشت فاطمه اردبيل به خاك سپرده شد .

 

انور اردبيلي  :

حاج قدير جليل زادگان فرزند حاج يوسف متولد سال 1310 يكي از شاعران خوش قريحه عاشورايي است كه در دوره تحصيل از شاگردان ممتاز بوده با داشتن استعداد درخشان ، به تشويق پدر خويش به شغل آزاد روي آورد ولي از مطالعه در زمينه مسائل مذهبي ، اخلاقي و متون كلاسيك ادبيات فارسي و آذري غفلت نورزيد . از 15 سالگي به شعر و شاعري دل بست و در ميان شيوه هاي مختلف سخنوري ، مرثيه سرايي و سوگچامه پردازي را برگزيد و در اين مسير از مكتب شعري پيشكسوتان بزرگ بويژه حاج يحيوي بهره ها برد و اين امر در افزايش ملاحت بيان و بلاغت كلام و فصاحت پيامهاي شاعرانه اش تاثير گذاشت . انور اردبيلي در زمان حيات خود 10 جلد كتاب حاوي اشعار فارسي و تركي آذري به اسامي زير به چاپ رساند :

جلوه عاشورا ـ انقلاب كربلا ـ مردان جاويد يا چهارده معصوم ـ يادگار انور ـ پيام عزا ـ قيام زينب ـ حماسه شهدا ـ افق شهادت ـ فرياد خون ـ سيماي عاشورا .

ضمناً مجلدات 11 و 12 آثار نامبرده به نامهاي صداي عاشورا و آخرين يادگار توسط بازماندگان آن فقيد سعيد چاپ و منتشر شده است . استاد انور اردبيلي در روز ششم ارديبهشت سال 1371 دچار سكته مغزي گرديد و سرانجام در اول خرداد همان سال دار فاني را وداع گفت

منبع: وبسايت اداره كل دادگستري استان اردبيل

شهرستان گرمي و معروفترين رشته كوههاي آن:

    سالاوات(صلوات) داغي  

 

سالاوات داغي در شهرستان گرمي (مغان) در هر منطقه و آبادي بنام محلي خاصي معروف بوده و مهمترين قله هاي آن از شرق به غرب ميروداغي، قاراجاداغ،ارتفاعات آلايله،شين آوارداغي، موغان گوروكن، قولي داشي (قولا داشي)،لنگان، ماراللوداغي، سامانلوداغي، كالان ترداغي، و سالاوات داغي مي باشند.

 

مرتفع ترين قله آن در بخش مركزي قله هاي موغان گوركن و قولي داشي(قولا داشي) و در بخش انگوت قله سالاوات داغي است. حداكثر ارتفاع آن در بخش مركزي 2204 متر و در بخش انگوت 1905 متر مي باشد.

 

رشته كوه سالاوات داغي به خاطر داشتن داشتن مراتع زياد كوهستاني كه در حدود 30هزار هكتار آن از نوع درجه يك مي باشد و نيز داشتن چشمه هاي فراوان  و پر آب ، مايه خير و بركت براي شهرستان مغان مخصوصا روستاهاي دامنه آن مي باشد.

 

رودخانه هاي دايمي و فصلي بلغارچايي(بالهارود)، داشديبي چاي، اوجارلوچاي (اوجرلوچاي)، تولون چاي (گرمي چاي)، ديزده چاي، برزندچاي، سامبورچاي، و دومولوچاي از اين كوهستان سرچشمه مي گيرند.غيرازموارد مذكور وجود جنگلهايي در نواحي شرقي و غربي و يخچالهاي طبيعي ايني و قاراقابا در ان، ابن كوهستان را مكان مناسبي براي گردشگران و كوه پيمايان مخصوصا در فصلهاي بهار و و تابستان در آورده است.

 

ارتفاعات خوروزلوداغي (خروسلوداغي) در شمال شهرستان گرمي از ديگر ارتفاعات منطقه مغان و اين شهرستان مي باشد.اين ارتفاعات هم با جهت شرقي – غربي كشيده شده و دامنه هاي آن داراي مراتعي خوب براي تغذيه دامهاي عشاير است. حداكثر ارتفاع اين رشته كوه حدود 850 متر مي باشد.

 

منبع: پايگاه علمي-فرهنگي روستاي خانكندي

شهرستان گرمی مغان

شهرستان گرمی مغان


    مشخصات جغرافيايي شهرستان مغان(گرمي):

 

شهرستان گرمي داراي2/1752 كيلومترمربع مساحت می باشد با 2 شهر و 3 بخش و 8 دهستان و 325 آبادي و داراي 110000 نفر جمعيت كه 35000 نفر شهري و  65000 نفر روستايي مي باشد. شهر گرمي، مركز شهرستان مغان استان اردبيل، با پهنه اي حدود 7 كيلومتر مربع، در شمال شرقی استان اردبيل در مسير راه اردبیل، پارس آباد در 39 درجه و يك دقيقه پهناي شمالي و 48 درجه و 6 دقيقه طول شرقی نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين منطقه از شمال به دشت مغان (پارس آباد و بيله سوار) از جنوب به اردبيل و مشگين شهر، از شرق به جمهوري آذربايجان محدود است. گرمي در دره رودخانه جين سو (جيعون) واقع شده ارتفاعات حسين داغي و كوه ايرناواش آن را احاطه كرده است. اين شهرستان ارتباط شمال شهرستان گرمي ( بيله سوار و پارس آباد ) را با ساير شهرها و بخشهاي همجوار اردبيل و مشكين شهر برقرار مي سازد. آب و هواي گرمي معتدل و نيمه مرطوب است. بيشترين درجه حرارت در تابستان به 35 درجه بالاي صفر و در زمستان به 7 درجه زيرصفر مي رسد. در شمال غرب گرمي ارتفاعات خروسلو از غرب به شرق كشيده شده است و در شرق آن ارتفاعات موران به بلندي 1200 متر واقع شده است.


    
    
وضعيت اجتماعي گرمي مغان:

 

شهرستان گرمي 23/70 درصد باسواد هستند، نسبت باسوادي در گروه سني 16-14 ساله 84/92 درصد و در گروه سني 15 ساله بيشتر 60/58 درصد است. دراين شهرستان نسبت باسواد دربين مردان 95/79 درصد و در بين زنان 64/60 درصد مي باشد.

    
    
وضعيت منابع كشاورزي ودامي شهرستان مغان ( گرمي  :(
    

وضعيت منابع آبي 350 ميلي متر سنگين بارش سالانه داراي 8 رودخانه 153 ميليون متر مكعب ميزان آبهاي سطحي (سالانه) و 314 ميليون متر مكعب داراي پتانسيلهاي آبهاي زير زميني كه 38 ميليون متر مكعب ميزان آب مصرفي بخش كشاورزي مي باشد و مساحت اراضي قابل كشت شهرستان 110000 هكتار با تعداد 11000 نفر بهره بردار و آمار جمعيت دامي شهرستان: داراي 51 راس گوساله اصيل داراي 4523 راس دورگ داراي 62211 راس گوساله بومي و 12071 راس گاوكيش و 200373 راس گوسفند و بره و 17481 راس بز و بزغاله و 2 نفر شتر و 34422 راس تكه سميان مي باشد.
    
    
شهرستان مغان)گرمي) از منظر باستان شناسي:


شهرستان مغان كه با نامهاي موغان، مغكان، موقان و ولاسگان يا بلاسگان در متون جغرافياي تاريخي از آن ياد شده؛ به عنوان يكي از مراكز استقرار و زندگي اقوام پيش از تاريخ بوده است. يافته هاي باستان شناسي نشان مي دهد كه دشت مغان از دوران نوسنگي مسكون بوده است. نشانه هايي از سكونت  اين دوران در تراس دوم دشت مغان مشاهده گرديده است. از محوطه هايي چون نادر تپه سي آصلاندوز، خان تپه سي ،كول تپه سي و ياريم تپه دشت مغان مشاهده شده است. در دوران عصر آهن كه بلا فاصله بعد از عصر مفرغ شروع مي گردد و در حدود 3800 سال پيش آغاز مي شود؛ دشت مغان به عنوان حلقه ارتباطي بين مناطق تالش، دشت اردبيل، دشت مغان جمهوري آذربايجان و شرق درياي خزر و استپ هاي بين رود كورا و ارس در شمال غرب جمهوري آذربايجان و جنوب گرجستان بوده است.در مطالعات عصر آهن جنوب درياي خزر به خصوص گيلان و تالش تاثيرات استقرارهاي همزمان دشت مغان را به وضوح مي توان مشاهده نمود.در دوران بعد يعني هزاره اول قبل از ميلاد دشت مغان مركز سكونت اقوامهاي گوناگوني مثل كادوسيها، آماردها، آلبانها، بلغارها، هونها، اورارتوها و مادها بوده است. در واقع بدليل موقعيت جغرافيايي دشت مغان و ارتباط سهل الوصول آن با قفقاز اقوام ساكن در دشت مغان با اقوام مستقر در قفقاز جنوبي تقريبا يكسان بوده است.

 
 
شهرستان گرمي در شما شرق استان اردبيل و در ارتفاع 1100 متري از سطح دريا قرار گرفته است. فاصله آن با اردبيل 108 کيلومتر، بيله سوار 55 کيلومتر و پارس آباد 97 کيلومتر است.منطقه گرمي از کهن ترين مناطق مسکوني آذربايجان و بناي اوليه آن توسط تيره هايي از قوم پارت (اشکاني) گذاشته شده است و در ادوار بعدي نيز به همين علت اهميت سوق الجيشي خود را حفظ کرده است. رودهاي مهم آن زينگير (تپه چاي) زينگاد (شور دره) تولون (گرمي چاي) برزن چاي (ساري قميش) ميباشد، از نظر صنايع دستي توليدات اين شهر و روستاهاي تابعه، ورني و کليم ريز فرش نما از جمله اصيل ترين و مرغوبترين توليدات صنايع دستي استان ميباشد. 

 

 

 

 

 

 

 آثار تاريخي و جاذبه گردشگري شهرستان گرمي مغان:

 

 1- تپه باستاني خرمن مربوط به قبل از اسلام 2- جاده مرزي 3- اجاق برزند و آلازار 4- شاه تپه سي 5- درياچه گيلارلو حدود 10 کيلومتري شرق گرمي 6- زيارتگاه سيدميرزاده در يک کيلومتري شما گرمي 7- غار و يخچال طبيعي روستاي ايني سفلي در 8 کيلومتري گرمي 8- بخش انگوت، شامل قلعه يل سوئي، قلعه برزند، شامل دره رود روستاي هزان 9- بخش مرکزي گرمي، روستاي گوزلو در 7 کيلومتري، روستاي تنگ 2 کيلومتري، بيگ باغي در 3 کيلومتري گرمي 10- بخش موران شامل روستاي آقچه، آزادلو در 35 کيلومتري نوار مرزي و همچنين مراتع سرسبز و چشمهاي جوشان روستاهاي خان كندي ،لسگه درق، عزيزلو ،تولون، سليمانلو و مشهدلو واقع در بخش مركزي شهرستان گرمي مي باشد.

 

منبع: سايت هنرستان فني و حرفه اي اميركبير شهرستان گرمي

www.amirkabir-germi.ir/

 

مختصات روستاهاي تولون - خانكندي - لسگه درق- عزيزلو

عید سعید غدیرخم عید اکمال دین و اتمام نعمت بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

 

 

براي اولين بار و بمناسبت عيدسعيد غديرخم مديران خانكندي با انجام تحقيق مختصات جغرافيايي دقيق چهار روستاي منطقه را مشخص و منتشر مي نمايند. استفاده از اين مختصات فقط با ذكر منبع مجاز مي باشد.

 

 

روستاي خانكندي

عرض جغرافيايي:      N 38.55،16.89    بخوانيد:سي و هشت درجه و پنجاه و پنج دقيقه و شانزده ثانيه و هشتادونه صدم ثانيه

طول جغرافيايي:        E 48،03.26.65   بخوانيد: چهل و هشت درجه و سه دقيقه و بيست و شش ثانيه و شصت و پنج صدم ثانيه

ارتفاع از سطح دريا:   1664 متر            بخوانيد:هزارو ششصدو شصت و چهار متر

 

 

با توجه به مختصات فوق:

روستاي خانكندي با اختلاف يك درجه در جنوب غرب شهرستان گرمي مغان و با ارتفاع 1664 متر از سطح درياي آزاد،بالاتر از همه روستاهاي منطقه تولون قرار دارد.

 

 

روستاي لسگه درق

عرض جغرافيايي:       N 38.55،21.46    

طول جغرافيايي:         E 48،02.38.67 

ارتفاع از سطح دريا:   1639  متر

 

روستاي عزيزلو

عرض جغرافيايي:       N 38.55،50.69    

طول جغرافيايي:         E 48،03.28.17 

ارتفاع از سطح دريا:   1480 متر

 

روستاي تولون

عرض جغرافيايي:       N 38.56،46.31    

طول جغرافيايي:         E  48،04.01.48  

ارتفاع از سطح دريا:     1396 متر

 

 

مديران خانكندي از همه دوستان و همكاران و كسانيكه ما را در انجام تحقيق ياري كردند تشكر و قدرداني مينمايد.

سایت هواشناسی روستاي خان کندی شهرستان گرمي مغان

سایت هواشناسی خان کندی

 

پيش بينى شش روزه هواى خان کندی،شهرستان گرمي استان اردبيل

 

 

در آدرس زير پيش بيني ماهواره اي و شش روز آينده آب و هواي روستاي خانكندي را ملاحظه

 

 بفرمائيد.

 

 

سايت هواشناسي خانكندي

 

 

اصول اساسی نگاهداشت روابط

- اصل تقابل: هیج ارتباط دوستی یک طرفه نیست بنابراین باید بر تقابل روابط تکیه کرد.

2- اصل اندیشه ترکیبی: اینکه در روابط خود ، تصمیمات آنی بروز ندهیم چرا که باید در تصمیمات به گذشته ی روابطمان با افراد نیز توجه کنیم .

3- اصل آگاهی: گذر از رفتار غریزی ، توانایی اینکه فرد خود را به جای دیگران بگذارد و توانا بودن به اینکه ابعاد مختلف روابط ها را سنجید.

4- اصل بقا: سرمایه تلقی کردن دوستیها در جهت حفظ آن همچون نوزادی که نیاز به محافظت دارد ( روابط نیز احتیاج به مراقبت و نگهداری دارد).

5- اصل توازن: اینکه نباید دوستی یک طرفه باشد و نمی توان انتظار داشت که یکی از دوستها بار سنگین دوستی را بر دوش کشد برای مثال همیشه یکی از دوستها برای دیگری خرج کند.

6- اصل همتایی: کبوتر با کبوتر ، باز با باز . تداوم دوستی زمانی است که افقهای مشترکی دو طرف باهم داشته باشند.

7- اصل تمییز حریم: اینکه افراد در جریان دوستی باید پا از حریم خود بیشتر نگذارند و در یک محدوده خاص عمل کنند.

خانكندي و كوههاي معروف آن:

كوه قاراول داشي (قولا داشي)  و كوه قبله داشي( در نقطه تلاقي آرپا چوخوري)

 

كوه قاراول داشي (قولا داشي) يا قولي داشي (قولي تاش) در غرب كوه موغان داغي و در جنوب غربي شهرستان گرمي مغان، در دهستان اجارود غربي و در مرز ايران وجمهوري آذربايجان واقع شده است.اين كوه يكي از قله هاي مهم ارتفاعات اطراف روستاهاي لسگه درق (لوسگه دره) و خان كندي ( خان يوردو) داراي مختصات طول جغرافياييE 48،04،19.05 و عرض جغرافياييN 38،54،45.92 بوده  و 2188 متر ارتفاع دارد.بعد از قولا داشي از نظر ارتفاع قله كوه قبله داشي در نقطه تلاقي آرپاچوخوري خانكندي داراي مختصات طول جغرافياييE  48،03،59.43 و عرض جغرافياييN  38،54،39.64 و ارتفاع از سطح دريا 2055 متر در رتبه دوم بلندترين قلل رشته كوه صلوات داغي مي باشد .

 

همچنين ارتفاعات اطراف روستاي خانكندي(خان يوردو) سرچشمه شاخه غربي رودخانه گرمي چاي مي باشد. مهندس جعفري در كتاب كوهها و كوهنامه هاي ايران در باره اين كوه نوشته كه كوهي است در((دهستان اجارود شهرستان مغان، 12 كيلومتري جنوب غربي گرمي، ارتفاع 2204 متر و سرچشمه رودهاي ديزده و جين، در مرز ايران و شوروي(جمهوري آذربايجان كنوني)) دامنه اين كوه نيز جزو مراتع درجه يك ييلاقي مي باشد كه مورد استفاده دامداران قرار مي گيرد.

 

شهرستان مغان با دورشته ارتفاعات يكي در شمال و ديگري در جنوب محصور شده است. در جنوب آن ارتفاعات سالاوات داغي قرار دارد كه از مهمترين رشته كوههاي شمال شرقي آذربايجان مي باشد. اين ارتفاعات ازيك سو دنباله ارتفاعات قاراداغ در شرق و از طرف ديگر دنباله رشته كوه تاليش در شمال مي باشد كه با جهت شمال شرقي – جنوب غربي مرز طبيعي منطقه مغان با خياو(مشكين شهر) و محال لنكران جمهوري آذربايجان را تشكيل مي دهد.

نكات تربيتي و اخلاقي

نكات تربيتي و اخلاقي

از سلسله مباحث بايدها و نبايدهاي زندگي

 

جلوگيري از از عوامل منفي كه مانع ااستفاده درست از وقت مي شوند.

 

1- بي برنامگي

 

2- در نظرنگرفتن اولويتها

 

3- نداشتن قاطعيت درتصميم گيري و قدرت نه گفتن

 

4- ازاين شاخه به اون شاخه پريدن

 

5- تاسف برگذشته

 

6- خستگي و كسالت

 

7- نبود انضباط شخصي

 

8- كارامروز را به فردا انداختن

 

9- پرداختن به سخنان بيهوده

 

10- سرگرميهاي بي خود

 

 

حجه الاسلام رضا علي كرمي

استادحوزه و دانشگاه